�ترتیب دادن یک جلسه� یا �هماهنگ کردن یک قرار ملاقات�
Example: "We need to arrange a meeting to discuss the new project. "
( باید برای بحث درباره پروژه جدید، یک جلسه ترتیب بدهیم/هماهنگ کنیم. )
... [مشاهده متن کامل]
Example: "I'll arrange a meeting for next Tuesday. "
( من برای سه شنبه آینده یک جلسه هماهنگ می کنم. )
( باید برای بحث درباره پروژه جدید، یک جلسه ترتیب بدهیم/هماهنگ کنیم. )
... [مشاهده متن کامل]
( من برای سه شنبه آینده یک جلسه هماهنگ می کنم. )