🔸 معادل فارسی:
• حدود آن زمان / در همان حوالی
• ( در کاربرد زمانی ) تقریباً در آن موقع
• ( در کاربرد روزمره ) نزدیک به آن تاریخ یا لحظه
🔸 مثال ها:
I started my first job in 2010, or around then.
... [مشاهده متن کامل]
من اولین شغل خود را در سال ۲۰۱۰ شروع کردم، یا حدود آن زمان.
The meeting was scheduled for 3 p. m. , but we actually started around then.
جلسه برای ساعت ۳ بعد از ظهر برنامه ریزی شده بود، اما ما تقریباً در همان زمان شروع کردیم.
She was born in the 1980s, around then.
او در دهه ی ۱۹۸۰، حدود آن زمان، به دنیا آمد.
• حدود آن زمان / در همان حوالی
• ( در کاربرد زمانی ) تقریباً در آن موقع
• ( در کاربرد روزمره ) نزدیک به آن تاریخ یا لحظه
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
من اولین شغل خود را در سال ۲۰۱۰ شروع کردم، یا حدود آن زمان.
جلسه برای ساعت ۳ بعد از ظهر برنامه ریزی شده بود، اما ما تقریباً در همان زمان شروع کردیم.
او در دهه ی ۱۹۸۰، حدود آن زمان، به دنیا آمد.
در همان موقع ها - تقریباً همان زمان