armchair warrior

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• جنگجوی راحتی / ژنرال راحتی
• کسی که بدون تجربه ی عملی، درباره ی جنگ، سیاست، یا ورزش اظهارنظر می کند
• فردی که از پشت میز یا در محیطی امن، نظرات قاطع و تهاجمی می دهد
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The general dismissed the journalist as an armchair warrior who had never seen combat.
ژنرال، آن خبرنگار را به عنوان یک جنگجوی عافیت طلبدکه هرگز جنگ را ندیده، نادیده گرفت.
Armchair warriors on social media are always quick to criticize the government's military strategy.
جنگ ندیده های عافیت طلب در شبکه های اجتماعی همیشه زودتر از همه، استراتژی نظامی دولت را نقد می کنند.
He’s just an armchair warrior—he talks about football tactics but has never played a match.
او فقط یک ژنرال راحتی است؛ درباره ی تاکتیک های فوتبال حرف می زند، اما هرگز یک مسابقه بازی نکرده است.
The article was written by an armchair warrior who had no real understanding of the situation on the ground.
این مقاله توسط یک جنگ ندیده نوشته شده بود که هیچ درک واقعی از وضعیت میدان نداشت.

جنگجوی صندلی راحتی ( یه فرد عادی که از ارتش و جنگ و نبردهای نظامی حمایت میکنه ، اغلب در فضای مجازی، یه طورایی شبیه به چریک زیر لحاف میمونه که شخص عقاید سیاسی خودشو از طریق فعالیت هایی که به تلاش کمی نیاز داره اعلام عمومی میکنه ) .