argue the toss


(انگلیس - عامیانه) درباره ی چیز کم اهمیت جروبحث کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بر سر یک تصمیم ( از پیش گرفته شده ) جر و بحث کردن
• درباره ی یک موضوع بی اهمیت یا تمام شده، بحث بیهوده کردن
• مخالفت کردن با یک نتیجه گیری یا داوری، به ویژه زمانی که غیرقابل تغییر است
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
The referee's decision was final, so there was no point arguing the toss.
تصمیم داور قطعی بود، بنابراین جر و بحث کردن بر سر آن بی فایده بود.
We've already lost the contract; arguing the toss now won't change anything.
ما قبلاً قرارداد را باخته ایم؛ جر و بحث کردن بر سر آن الان چیزی را عوض نمی کند.
Stop arguing the toss about who pays the bill and let's just split it.
دست بردار از این جر و بحث های بی مورد بر سر اینکه چه کسی صورتحساب را بدهد و بیا تقسیمش کنیم.
He's always arguing the toss over tiny details.
او همیشه بر سر جزییات کوچک جر و بحث بیهوده می کند.

لج کردن، سر لج افتادن
سازه مخالف زدن
مترادف
Play devil
بیخودی بحث کش دادن
به اصطلاح از کاه کوه ساختن