argue someone out of

انگلیسی به انگلیسی

• convince someone not to do something

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با استدلال کسی را از انجام کاری منصرف کردن
• قانع کردن کسی برای دست کشیدن از یک تصمیم یا اقدام
• با بحث و منطق، نظر کسی را تغییر دادن به نفع ترک یک کار
🔸 مثال ها:
She argued him out of quitting his job.
...
[مشاهده متن کامل]

او با استدلال هایش او را از ترک شغلش منصرف کرد.
The lawyer argued the client out of making a hasty decision.
وکیل با استدلال، موکل خود را از تصمیم عجولانه ای منصرف کرد.
I tried to argue her out of investing in that risky project.
سعی کردم او را با استدلال قانع کنم که در آن پروژه ی پرریسک سرمایه گذاری نکند.
Nobody could argue the general out of his military strategy.
هیچ کس نتوانست ژنرال را از استراتژی نظامی خود منصرف کند.