argue someone into
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• قانع کردن کسی ( با استدلال ) برای انجام کاری
• کسی را با بحث و استدلال به انجام کاری وادار کردن
• متقاعد کردن ( با اصرار و دلیل )
🔸 مثال ها:
She argued me into going to the party, even though I was tired.
... [مشاهده متن کامل]
او با استدلال هایش مرا قانع کرد که به مهمانی بروم، با وجود اینکه خسته بودم.
They argued the committee into approving the new policy.
آنها با بحث و استدلال، کمیته را به تصویب سیاست جدید متقاعد کردند.
He argued his friend into investing in the startup.
او دوستش را با استدلال قانع کرد که در استارتاپ سرمایه گذاری کند.
I don't think you can argue her into changing her mind.
فکر نمی کنم بتوانی او را با استدلال قانع کنی که نظر خود را عوض کند.
• قانع کردن کسی ( با استدلال ) برای انجام کاری
• کسی را با بحث و استدلال به انجام کاری وادار کردن
• متقاعد کردن ( با اصرار و دلیل )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او با استدلال هایش مرا قانع کرد که به مهمانی بروم، با وجود اینکه خسته بودم.
آنها با بحث و استدلال، کمیته را به تصویب سیاست جدید متقاعد کردند.
او دوستش را با استدلال قانع کرد که در استارتاپ سرمایه گذاری کند.
فکر نمی کنم بتوانی او را با استدلال قانع کنی که نظر خود را عوض کند.