aram
مخفف: زبان آرامی، پیشوند: رجوع شود به: -orama، کشور باستانی آرام (احتمالا بخشی از سوریه ی امروزی)، ارام بین النهرین قدیم
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• بی دغدغه
• امن
• بدون درگیری و آشوب
• ساکت و آرام
🔸 مثال ها:
• Afghans consistently tell me that the country is now aram, or calm.
افغان ها پیوسته به من می گویند که کشور اکنون آرام است؛ یعنی دیگر درگیری و آشوب گذشته را ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
• Everything is aram now.
حالا همه چیز آرام است.
• After years of fighting, people finally feel aram.
پس از سال ها جنگ، مردم سرانجام احساس آرامش می کنند.
🔸 نکته:
در این جمله، aram اصلاً یک واژهٔ انگلیسی نیست، بلکه همان واژه �آرام� از زبان فارسی/دری است.
در افغانستان، مردم در گفتار روزمره بسیار از واژه آرام استفاده می کنند و منظورشان بسته به بافت می تواند یکی از این معانی باشد:
نبود جنگ و درگیری
امنیت
سکون و آرامش
نبود آشوب یا خشونت
• بی دغدغه
• امن
• بدون درگیری و آشوب
• ساکت و آرام
🔸 مثال ها:
افغان ها پیوسته به من می گویند که کشور اکنون آرام است؛ یعنی دیگر درگیری و آشوب گذشته را ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
حالا همه چیز آرام است.
پس از سال ها جنگ، مردم سرانجام احساس آرامش می کنند.
🔸 نکته:
در این جمله، aram اصلاً یک واژهٔ انگلیسی نیست، بلکه همان واژه �آرام� از زبان فارسی/دری است.
در افغانستان، مردم در گفتار روزمره بسیار از واژه آرام استفاده می کنند و منظورشان بسته به بافت می تواند یکی از این معانی باشد:
نبود جنگ و درگیری
امنیت
سکون و آرامش
نبود آشوب یا خشونت
ارام