apprehensively

/ˌæprɪˈhensɪvli//ˌæprɪˈhensɪvli/

بانگرانی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. 'What's wrong?' I asked apprehensively.
[ترجمه گوگل]'مشکل چیه؟' با نگرانی پرسیدم
[ترجمه ترگمان]مشکل چیه؟ با نگرانی پرسیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They looked at each other apprehensively.
[ترجمه گوگل]آنها با نگرانی به یکدیگر نگاه کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها با نگرانی به هم نگاه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The four gathered in the farmhouse kitchen apprehensively.
[ترجمه گوگل]هر چهار نفر با نگرانی در آشپزخانه خانه مزرعه جمع شدند
[ترجمه ترگمان]چهار نفر با دلواپسی در آشپزخانه خانه جمع شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She shivered and watched Mrs Frizzell apprehensively as the buzz of conversation continued.
[ترجمه گوگل]او لرزید و خانم فریزل را با نگرانی تماشا کرد که هیاهوی گفتگو ادامه داشت
[ترجمه ترگمان]او لرزید و خانم Frizzell را با ترس و لرز تماشا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They looked at me apprehensively when I asked for a drink of cider or wine.
[ترجمه گوگل]وقتی نوشیدنی سیدر یا شراب خواستم با نگرانی به من نگاه کردند
[ترجمه ترگمان]وقتی از شراب سیب یا شراب پرسیدم به من نگاه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I waited apprehensively for him to comment.
[ترجمه گوگل]با نگرانی منتظر بودم که نظر بدهد
[ترجمه ترگمان]با نگرانی منتظر ماندم تا او نظر بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Situation is very bad, most passenger begins prayer apprehensively to rise.
[ترجمه گوگل]اوضاع خیلی بد است، بیشتر مسافران برای بلند شدن نماز را با نگرانی شروع می کنند
[ترجمه ترگمان]وضعیت بسیار بد است، اغلب مسافران با دلواپسی نماز می خوانند تا بلند شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Divisions adjustment X apprehensively 4 : How have the personnel wages?
[ترجمه گوگل]تعدیل بخش X با نگرانی 4 : دستمزد پرسنل چگونه است؟
[ترجمه ترگمان]تنظیم بخش های X با دلواپسی ۴: دست مزد کارکنان چطور است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He glanced a trifle apprehensively towards the crowded ballroom.
[ترجمه گوگل]نگاهی با ترس به سمت سالن شلوغ رقص انداخت
[ترجمه ترگمان]کمی با نگرانی به تالار شلوغ نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The four poor devils grew pale and glanced apprehensively at one another.
[ترجمه گوگل]چهار شیطان بیچاره رنگ پریده شدند و با نگرانی به یکدیگر نگاه کردند
[ترجمه ترگمان]چهار شیطان بیچاره رنگ پریده شدند و با نگرانی به یکدیگر نگاه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The philosopher, who had told me earlier he was a back-sliding Episcopalian, glanced at me apprehensively.
[ترجمه گوگل]فیلسوف که قبلاً به من گفته بود که یک اسقف نشین عقب افتاده است، با نگرانی به من نگاه کرد
[ترجمه ترگمان]فیلسوف که قبلا به من گفته بود که او یک کلیسای اسقفی sliding است با نگرانی به من نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Whitlock used his personal ID card to activate the lift and tapped his foot apprehensively as he waited for it to arrive.
[ترجمه گوگل]ویتلاک از کارت شناسایی شخصی خود برای فعال کردن آسانسور استفاده کرد و در حالی که منتظر رسیدن آن بود، با ترس به پای خود ضربه زد
[ترجمه ترگمان]ویت لاک کارت شناسایی شخصی خود را برای فعال کردن آسانسور استفاده کرد و با نگرانی به پایش ضربه زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He stood for a few moments thinking, and looking apprehensively from one stallion to the other.
[ترجمه گوگل]چند لحظه ایستاده بود و فکر می کرد و با نگرانی از یک اسب نر به نریان دیگر نگاه می کرد
[ترجمه ترگمان]چند لحظه ای به فکر فرو رفت و با نگرانی از یک نریان به طرف دیگر نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Cheng Qiao ( alias ) placing jotter and a pen, hurry to apprehensively attended a meeting.
[ترجمه گوگل]چنگ کیائو (نام مستعار) با گذاشتن نوشتار و خودکار، عجله کنید تا با نگرانی در یک جلسه شرکت کنید
[ترجمه ترگمان]چنگ Qiao (معروف به)قرار دادن jotter و یک قلم را با عجله برای شرکت در یک جلسه ملاقات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• fearfully, worriedly, in a concerned manner

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما