apport


روانشناسى : جابجاسازى

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( فراروان شناسی ) ظهور ناگهانی اشیا، پدیده انتقال یا ظاهر شدن اشیا از ناکجا
• ( حقوقی و اقتصادی ) سهم الشرکه، آورده، سرمایه اولیه، مبلغی که شریک یا همسر به شرکت یا زندگی مشترک می آورد
...
[مشاهده متن کامل]

• ( عمومی و علمی ) کمک، مشارکت، دستاورد
🔸 مثال ها:
( فراروان شناسی )
"In the 1920s, spiritualists claimed that apports such as live birds and rare coins appeared in sealed rooms. "
در دهه ۱۹۲۰، روح باوران ادعا می کردند که اشیایی مانند پرندگان زنده و سکه های کمیاب در اتاق های دربسته ظاهر می شدند.
"An apport of new evidence changed the course of the trial. "
ورود مدارک جدید روند دادگاه را تغییر داد.
( دانش و فرهنگ )
"Albert Einstein's apport to modern physics is the theory of relativity. "
دستاورد آلبرت اینشتین به فیزیک مدرن، نظریه نسبیت است.
( دانش و متون تاریخی )
"L’apport de la civilisation grecque l’art occidental est fondamental. "
سهم ( مشارکت ) تمدن یونان در هنر غرب اساسی است.
"The partners each made an apport of €50, 000 to start the business. "
هر یک از شرکا سهم الشرکه ای به میزان ۵۰, ۰۰۰ یورو برای راه اندازی کسب وکار ارائه دادند.

جابجاسازى