apologist

/əˈpɑːlədʒəst//əˈpɒlədʒɪst/

معنی: پوزش خواه، نویسندهء رسالهء دفاعی
معانی دیگر: (کسی که رسما از عقیده یا مذهب یا رفتار بخصوصی دفاع می کند) دفاع نامه نویس، توجیه گر، مدافع، پوزشگر

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who argues in defense or justification of a doctrine, belief, action, or the like, usu. in writing or a speech.
متضاد: critic

جمله های نمونه

1. "I am no apologist for Hitler," observed Pyat.
[ترجمه ترگمان]Pyat اظهار داشت: \" من طرفدار هیتلر نیستم \"
[ترجمه گوگل]'من هیچ مخالفتی با هیتلر ندارم،' پیات را مشاهده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has been neither an apologist nor an alarmist.
[ترجمه ترگمان]نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
[ترجمه گوگل]او نه متاهل و نه آزار دهنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. "But maybe," the apologist insists, "the problem is in what Americans believe.
[ترجمه ترگمان]the اصرار دارد: \" اما شاید این مشکل در چیزی است که آمریکایی ها باور دارند
[ترجمه گوگل]اما شاید متاسفانه، متأسفم، مشکل این است که آمریکایی ها معتقدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He also an enthusiastic apologist for federated identity and a board member of the OpenID Foundation.
[ترجمه ترگمان]او همچنین یک apologist مشتاق برای هویت متحد و عضو هییت مدیره بنیاد OpenID است
[ترجمه گوگل]او همچنین یک متاهل مشتاق برای هویت فدرال و یک عضو هیئت مدیره بنیاد OpenID است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Bestselling author and Christian apologist Josh McDowell hopes The New Evidence That Demands a Verdict will further document historical evidence of the Christian faith.
[ترجمه ترگمان]نویسنده کتاب و نویسنده مسیحی، جاش McDowell، امیدوار است مدارک و مدارک جدید که درخواست یک Verdict را می طلبد، شواهد تاریخی بیشتری از ایمان مسیحی را به اثبات برساند
[ترجمه گوگل]جاش مکدول، معروف ترین متفکر و متفکر مسیحی امیدوار است که شواهد جدید که خواستار صدور حکم می شود، شواهد تاریخی ایمان مسیحی را بیشتر نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. And he's no apologist for Chinese authoritarianism, calling out its abuses and corruption, and making clear that he believes the absence of democracy will eventually hobble China's progress.
[ترجمه ترگمان]و او طرفدار استبداد چینی نیست، تجاوزات خود و فساد را فاش می کند، و روشن می سازد که معتقد است فقدان دموکراسی در نهایت پیشرفت چین را متزلزل خواهد کرد
[ترجمه گوگل]و او هیچ مخالفتی با اقتدارگرائی چینی ندارد و از سوء استفاده و فساد وی می گوید و روشن می کند که وی معتقد است که عدم دموکراسی در نهایت پیشرفت چین را تحقیر خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was also a philosopher, Christian apologist, playwright, and poet.
[ترجمه ترگمان]او همچنین فیلسوف، کریستین apologist، نمایشنامه نویس و شاعر بود
[ترجمه گوگل]او همچنین یک فیلسوف، متاهل مسیحی، نمایشنامه نویس و شاعر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I am no apologist for the aggressive action by those Chinese young people.
[ترجمه ترگمان]من برای اقدام تهاجمی مردم چین apologist نیستم
[ترجمه گوگل]من به خاطر اقدامات تهاجمی توسط آن جوانان چینی مخالف نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. When the future apologist had reached the age of twenty-three his father cast about for a Christian tutor capable of giving his sons the best education the age afforded.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که apologist آینده به سن بیست و سه سالگی رسید، پدرش به دنبال معلم کریستین افتاد که قادر به دادن بهترین آموزش عصر به پسرانش بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که معشوق آتی به سن بیست و سه سالگی رسیده بود، پدرش در مورد یک معلم مسیحی که توانسته بود پسرانش بهترین آموزش را برای سن فراهم کند، برگزار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He is a serial political apologist, saying sorry, sacrificing an aide and obliging his shadow cabinet to pay back their most egregious claims, like medieval Christians buying indulgences.
[ترجمه ترگمان]او یک apologist سیاسی زنجیره ای است، و می گوید متاسف است، دستیار یک دستیار را قربانی کرده و کابینه سایه خود را ملزم می کند تا ادعاهای بزرگ خود را که مانند مسیحیان قرون وسطی فروش آمرزشنامه را می خرند، پس دهد
[ترجمه گوگل]او معرفت سیاسی سریال است، می گوید متاسفم، فداکاری یک مأمور و محکوم کردن کابینه سایه خود را به پرداختن به ادعاهای پیچیده خود را، مانند مسیحیان قرون وسطی خرید indulgences
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In this case you become an apologist for your own religion.
[ترجمه ترگمان]در این صورت شما برای مذهب خود یک apologist می شوید
[ترجمه گوگل]در این مورد شما به خاطر مذهب خود معذرت خواهی می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Barclay:Scottish Quaker apologist whose Truth Triumphant (169, a collection of his writings, describes and defends the tenets of Quakerism.
[ترجمه ترگمان]بارکلی: Quaker اسکاتلندی که Truth whose (۱۶۹)مجموعه ای از نوشته هایش را شرح می دهد و از اصول Quakerism دفاع می کند
[ترجمه گوگل]بارکلی: متعهد اسکاتلند کوئیکر که حقیقت پیروزی (169، مجموعه ای از نوشته های او، توصیف و دفاع از اصول کوکائین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Tantawi defense team as an apologist for the Mubarak, Hosni Mubarak that he will justify charges.
[ترجمه ترگمان]تیم دفاع طنطاوی به عنوان یک apologist برای مبارک، حسنی مبارک که او اتهامات را توجیه می کند
[ترجمه گوگل]حزب تانتاوی به عنوان معاون مبارک، حسنی مبارک، که اتهامات را توجیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He has been cast in the role of chief apologist for the government.
[ترجمه ترگمان]او در نقش رئیس apologist برای دولت نقش داشته است
[ترجمه گوگل]او به عنوان معاون اصلی دولت شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He failed, however, to get the rapturous reception he may have expected from his chief apologist on the international scene.
[ترجمه ترگمان]با این حال، او نتوانست به استقبال گرمی برود که احتمالا از رئیس خود در صحنه بین المللی انتظار آن را داشته است
[ترجمه گوگل]با این حال، او موفق نشد از پذیرش تحسین آمیز او که از معشوقه اصلی وی در صحنه بین المللی انتظار می رفت، دریافت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پوزش خواه (اسم)
apologist

نویسندهء رسالهء دفاعی (اسم)
apologist

به انگلیسی

• theologian who speaks in defense of christianity; person who argues in favor of something
an apologist for an idea, cause, or belief is a person who writes or speaks in defence of it; a formal word.

پیشنهاد کاربران

ماله کش
متکلم ( کسی که رسما از عقیده یا مذهب یا رفتار بخصوصی دفاع می کند )
مدافعه گر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما