anti subordination

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ضدِ تبعیض / ضدِ سلسله مراتبِ ناعادلانه
• مخالفِ تحکم / مخالفِ سلطه جویی
• طرفدارِ برابریِ ساختاری / رویکردی برای از بین بردنِ نابرابری هایِ سیستمی
🔸 مثال ها:
• "An anti - subordination approach to law focuses on dismantling systemic hierarchies rather than merely preventing individual acts of discrimination. "
...
[مشاهده متن کامل]

رویکردِ ضدِ سلطه در حقوق، بر از بین بردنِ سلسله مراتبِ سیستمی متمرکز است، نه صرفاً جلوگیری از اقداماتِ فردیِ تبعیض آمیز.
• "The policy was criticised for failing to address the deeper issues of subordination, despite being formally anti - discriminatory. "
این سیاست به دلیلِ ناتوانی در پرداختن به مسائلِ عمیق ترِ سلطه، با وجودِ اینکه به صورتِ رسمی ضدِ تبعیض بود، موردِ انتقاد قرار گرفت.
• "Anti - subordination feminism seeks to challenge the intersecting systems of power that marginalise women of colour. "
فمینیسمِ ضدِ سلطه به دنبالِ به چالش کشیدنِ سیستم هایِ قدرتِ همپوشان دهنده ای است که زنانِ رنگین پوست را به حاشیه می رانند.