ante with

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• افزایشِ تنش / بالا بردنِ بهایِ ریسک
• تشدیدِ اقدامات / بزرگ تر کردنِ شرط
• سنگین تر کردنِ هزینه ها یا فشارها
🔸 مثال ها:
• "Instead of diplomacy, the administration chose to up the ante with airstrikes. "
...
[مشاهده متن کامل]

به جایِ دیپلماسی، دولت تصمیم گرفت که شرط را با حملاتِ هوایی بزرگ تر کند ( یعنی تشدیدِ نظامی ) .
• "Both sides are upping the ante in the trade war, which only harms the global economy. "
هر دو طرف در جنگِ تجاری شرط ها را بالا میبرند که فقط به اقتصادِ جهانی آسیب میزند.
• "The general warned that upping the ante with ground troops could lead to a quagmire. "
ژنرال هشدار داد که تشدیدِ تنش با نیروهایِ زمینی میتواند به باتلاقی نظامی منجر شود.