anachronistically

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. he has recorded historical events anachronistically
او واقعیات تاریخی را پس و پیش ذکر کرده است.

2. We might argue, albeit anachronistically, that best commercial practice could also have been adopted in accounting for the bridge.
[ترجمه ترگمان]ممکن است بحث کنیم، هرچند anachronistically، بهترین روش تجاری نیز می تواند در حسابداری برای پل مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]ما ممکن است با وجود آنکه بدون شک، استدلال می کنیم که بهترین روش تجاری نیز در حسابداری پل استفاده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You're right. I was thinking a bit anachronistically there.
[ترجمه ترگمان]حق با توئه در این فکر بودم که در آنجا یک کم از anachronistically فکر کنم
[ترجمه گوگل]حق با شماست من فکر کردم که کمی آنچنانی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let's look at this phenomenon anachronistically.
[ترجمه ترگمان]بیایید به این پدیده anachronistically نگاه کنیم
[ترجمه گوگل]بیایید به این پدیده نگاه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There wasn't a dry eye on the terrace-until somebody's mobile phone went off, anachronistically.
[ترجمه ترگمان]یک چشم خشک روی تراس نبود - تا زمانی که تلفن همراهش قطع شد، anachronistically
[ترجمه گوگل]چشم خشکی روی تراس وجود نداشت - تا زمانی که گوشی تلفن همراه فردی از بین رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Or if I can put the case for them slightly anachronistically, these are two sons of the upper bourgeois who feel degraded by the mendacity and hypocrisy of the world they see around them.
[ترجمه ترگمان]یا اگر من بتوانم پرونده را برای آن ها اندکی روشن کنم، اینها دو پسر بورژوازی فوقانی هستند که احساس می کنند با ریاکاری و ریاکاری جهان که آن ها را در اطراف خود می بینند، خوار شده اند
[ترجمه گوگل]یا اگر من بتوانم آن ها را به طور ناخودآگاه به آنها معرفی کنم، این دو پسر بورژوازی بالایی هستند که احساس رنج و سختی از دنیایی که در اطرافشان می بینند، تضعیف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• in a manner which is unsuited to a specific time period, in an old-fashioned manner

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. he has recorded historical events anachronistically او واقعیات تاریخی را پس و پیش ذکر کرده است. ...انگلیسی به انگلیسیin a manner which is unsuited to a specific time period, in an old-fashioned manner
معنی anachronistically، مفهوم anachronistically، تعریف anachronistically، معرفی anachronistically، anachronistically چیست، anachronistically یعنی چی، anachronistically یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف a، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف a، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف a
کلمه بعدی: anachronous
اشتباه تایپی: شدشزاقخدهسفهزشممغ
آوا: /انچرنیستیکللی/
عکس anachronistically : در گوگل

پیشنهاد کاربران

اشتباه تاریخی
زمان پریشی تاریخی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما