🔸 معادل فارسی:
• تقریباً نمونه ی عالی
• یک مثال کلاسیک
🔸 مثال ها:
( ورزشی ) His golf swing is almost textbook; a few minor adjustments and it'll be perfect.
حرکت چرخش گلفش تقریباً نمونه ی عالی است؛ چند تا تنظیم کوچک و عالی می شه.
... [مشاهده متن کامل]
( بیماری ) The patient presented with textbook symptoms of the flu.
بیمار با علائم نمونه ی کلاسیک آنفلوآنزا مراجعه کرد.
( مدیریت ) Her handling of the crisis was textbook – calm, decisive, and effective.
برخورد او با بحران نمونه ی عالی بود – آرام، قاطع و مؤثر.
( طنز ) The way he messed up was almost textbook – he did everything wrong that could be wrong.
روشی که خرابکاری کرد تقریباً نمونه ی عالی بود – هر کاری که می شد اشتباه انجام داد را کرد.
• تقریباً نمونه ی عالی
• یک مثال کلاسیک
🔸 مثال ها:
( ورزشی ) His golf swing is almost textbook; a few minor adjustments and it'll be perfect.
حرکت چرخش گلفش تقریباً نمونه ی عالی است؛ چند تا تنظیم کوچک و عالی می شه.
... [مشاهده متن کامل]
( بیماری ) The patient presented with textbook symptoms of the flu.
بیمار با علائم نمونه ی کلاسیک آنفلوآنزا مراجعه کرد.
( مدیریت ) Her handling of the crisis was textbook – calm, decisive, and effective.
برخورد او با بحران نمونه ی عالی بود – آرام، قاطع و مؤثر.
( طنز ) The way he messed up was almost textbook – he did everything wrong that could be wrong.
روشی که خرابکاری کرد تقریباً نمونه ی عالی بود – هر کاری که می شد اشتباه انجام داد را کرد.