allomorph

/ˈæləmɔːrf//ˈæləmɔːf/

معنی: واج گونه، صور مختلف زمان فعل، تصاریف مختلف کلمه یا فعل
معانی دیگر: (معدن شناسی) دگرریخت، واژگونه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: allomorphic (adj.)
(1) تعریف: any of several alternate structural forms of the same chemical compound; paramorph.

(2) تعریف: in linguistics, any of the variant phonological forms of a morpheme.

- The ending "-t" in "dreamt" is an allomorph of the morpheme "-ed".
[ترجمه گوگل] پایان "-t" در "خواب" نوعی شکل از تکواژ "-ed" است
[ترجمه ترگمان] پایان - - در \"رویا\" یک allomorph از تکواژ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

واج گونه (اسم)
allomorph

صور مختلف زمان فعل (اسم)
allomorph

تعاریف مختلف کلمه یا فعل (اسم)
allomorph

انگلیسی به انگلیسی

• substance whose chemical structure remains the same but whose form may change (chemistry); one of the forms of a morpheme (linguistics)

پیشنهاد کاربران

## آلومورف ( Allomorph ) چیست؟
**آلومورف** به یکی از **گونه های تلفظی یا نوشتاری یک تکواژ ( morpheme ) ** گفته می شود. یک تکواژ ( کوچک ترین واحد معنی دار زبان ) ممکن است در بافت های آوایی، دستوری یا واژگانی مختلف به شکل های متفاوتی ظاهر شود. هر کدام از این شکل های متفاوت، یک �آلومورف� نامیده می شوند.
...
[مشاهده متن کامل]

به عبارت ساده: یک معنی ثابت ( تکواژ ) در موقعیت های مختلف �لباس�های صوتی متفاوتی می پوشد.
### تفاوت تکواژ و آلومورف
| اصطلاح | تعریف | مثال |
| - - - - - - - | - - - - - - - | - - - - - - |
| **تکواژ ( Morpheme ) ** | واحد انتزاعی معنی دار | تکواژ جمع {جمع} |
| **آلومورف ( Allomorph ) ** | گونه های عینی تلفظی آن تکواژ | /s/ ، /z/ ، /ɪz/ ( و گاهی بی تلفظ یا تغییر واکه ) |
### مثال کلاسیک: تکواژ جمع در انگلیسی
تکواژ جمع در انگلیسی **سه آلومورف اصلی** دارد:
۱. **/s/** – بعد از همخوان های بی واک ( به جز صفیرمانندها )
- *cat* → *cat**s*** /k�ts/
- *book* → *book**s*** /bʊks/
۲. **/z/** – بعد از همخوان های واک دار و واکه ها
- *dog* → *dog**s*** /dɒɡz/
- *tree* → *tree**s*** /triːz/
۳. **/ɪz/** ( یا /əz/ ) – بعد از صفیرمانندها ( s, z, ʃ, ʒ, tʃ, dʒ )
- *bus* → *bus**es*** /ˈbʌsɪz/
- *judge* → *judge**s*** /ˈdʒʌdʒɪz/
هر سه گونه ( s، z، iz ) آلومورف های یک تکواژ واحد ( جمع ) هستند.
### مثال از فارسی: تکواژ جمع �ـان�
تکواژ جمع �ـان� در فارسی دو آلومورف اصلی دارد:
- **ـان** بعد از همخوان ها ( مردان، کتابان؟ نه، کتاب ها – بهتر است مثال �دانشجویان� )
- در فارسی معیار، �ـان� بیشتر برای انسان به کار می رود و تلفظ ثابتی دارد. مثال بهتر:
- �استادان� ( بعد از همخوان )
- �معلمان� ( بعد از همخوان ) – تفاوت چندانی نیست.
در فارسی باستان و میانه، �ـان� پس از واکه به صورت �ـیان� ظاهر می شود: �خوبیان�، �آزادیان� ( که امروز �آزادی ها� می گوییم ) . اما این مرز دقیقی نیست.
مثال کلاسیک تر از فارسی: **تکواژ نکره �ـی�**
- بعد از همخوان: کتاب**ی**
- بعد از واکه: چادر**ای** ( چادری ) – �ای� آلومورف بعد از واکه.
خوب است؟
بهتر است مثال معروف �ـها� در فارسی:
تکواژ جمع �ـها� در همه جا یک تلفظ دارد ( h� ) – بنابراین آلومورف ندارد.
بگذارید مثال ساده تری بزنم: **تکواژ �نفی� در فارسی** ( نـ / ناـ )
- �نـ� قبل از فعل: **نـ**می روم
- �ناـ� قبل از اسم یا صفت: **نا**خوب، **نا**ممکن
این دو آلومورف یک تکواژ منفی سازند.
### انواع آلومورف از نظر توزیع
| نوع | توضیح | مثال |
| - - - - - - | - - - - - - - | - - - - - - - |
| **توزیع مکمل ( Complementary distribution ) ** | هر آلومورف در بافت خاصی می آید و قابل پیش بینی است ( مانند جمع انگلیسی ) | /s/ بعد از بی واک، /z/ بعد از واک دار |
| **توزیع آزاد ( Free variation ) ** | آلومورف ها در یک بافت قابل جایگزینی اند ( معمولاً لهجه ای یا سبکی ) | ـتان و ـتون در فارسی ( کتابتان / کتابتون ) |
| **توزیع واژگانی ( Lexical distribution ) ** | با کلمات خاصی همراه می شود و قاعدهٔ آوایی ندارد ( باید حفظ شود ) | جمع �انسان�: **انسان**ها ( نه انسانان ) ؛ جمع �زن�: **زن**ان ( نه زنها هم رایج است اما �زنان� نشاندار ) |
### مثال دیگر از انگلیسی: تکواژ گذشته ( ed )
تکواژ گذشته ساده در انگلیسی سه آلومورف دارد:
- **/t/** – بعد از همخوان بی واک: *walked* /wɔːkt/
- **/d/** – بعد از همخوان واک دار و واکه: *played* /pleɪd/، *robbed* /rɒbd/
- **/ɪd/** – بعد از /t/ و /d/: *wanted* /ˈwɒntɪd/، *needed* /ˈniːdɪd/
### چرا مفهوم آلومورف مهم است؟
- **در واج شناسی**: نشان می دهد که چگونه محیط آوایی بر تلفظ تکواژها تأثیر می گذارد.
- **در صرف ( مورفولوژی ) **: به ما کمک می کند تکواژهای انتزاعی را از گونه های عینی جدا کنیم.
- **در یادگیری زبان**: زبان آموز باید بداند که یک تکواژ ( مثلاً جمع ) ممکن است چندین شکل داشته باشد و قاعدهٔ انتخاب آنها را فرا گیرد.
### جمع بندی
**آلومورف** یکی از گونه های عینی و قابل شنیدن/دیدن یک تکواژ است. تکواژ جمع انگلیسی ( که معنای �بیش از یک� را می دهد ) با سه آلومورف /s/، /z/، و /ɪz/ ظاهر می شود. انتخاب آلومورف معمولاً توسط قاعده های آوایی تعیین می شود. در فارسی نیز نمونه هایی مانند �نـ/ناـ� برای نفی یا �ـی/ـای� برای نکره وجود دارد. درک آلومورف ها برای تحلیل ساخت واژه و تشخیص مرز بین واج شناسی و صرف ضروری است.

↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم ali/allo
📌 این ریشه، معادل "other" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "other" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 alias: an ‘other’ name used instead of a real one
🔘 alien: belonging to an ‘other’ place or country
🔘 alienate: to make someone feel like they belong to an ‘other’ group
🔘 alibi: proof that someone was in an ‘other’ place during an event
🔘 alloy: a mixture of metals, blending one with an ‘other’
🔘 allomorph: an ‘other’ form of a linguistic unit
🔘 allocate: to assign something to an ‘other’ place or purpose
🔘 allograph: an ‘other’ way of writing a letter or symbol
🔘 allonym: an ‘other’ name used by an author instead of their real name
🔘 allopathy: a medical treatment that works in an ‘other’ way than homeopathy

📋 دوستان در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم morph
📌 این ریشه، معادل "Form" یا "Shape" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "Form" یا "Shape" مربوط هستند.
📂 مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

🔘 morphology: The study of forms or shapes, especially in biology or linguistics
🔘 metamorphosis: A transformation in form or shape ( e. g. , caterpillar to butterfly )
🔘 amorphous: Without a definite form or shape
🔘 morphogenesis: The biological process shaping the form or structure of tissues or organs
🔘 anthropomorphic: Giving a human form or shape to non - human entities
🔘 morphing: Smoothly transforming one form or shape into another
🔘 polymorph: An organism or substance that can take multiple forms or shapes
🔘 isomorphic: Having identical or similar forms or shapes
🔘 geomorphic: Relating to the shape or form of Earth's surface features
🔘 biomorphic: Resembling the forms or shapes of natural living things
🔘 morphogen: A substance that guides the development of biological forms or shapes
🔘 allomorph: A variant form or shape of a morpheme ( linguistics )
🔘 dimorphic: Existing in two distinct forms or shapes ( e. g. , sexual dimorphism )
🔘 endomorph: A body form or shape characterized by higher fat retention
🔘 ectomorph: A body form or shape characterized by a lean, slender build
🔘 mesomorph: A body form or shape characterized by muscularity
🔘 morpheme: The smallest meaningful unit in language that affects the form of a word
🔘 pseudomorph: A mineral that retains the shape or form of a former structure
🔘 zoomorphic: Having the form or shape of an animal
🔘 morphodynamics: The study of changes in forms or shapes over time

allomorph ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: تکواژگونه
تعریف: یکی از چند صورت زبانی که نمایندۀ یک تکواژ باشد