all change

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:
• همه پیاده شوند ( در قطار )
• همه تغییر کنند ( در سازمان، دولت )
• همه چیز عوض می شود
🔸 مثال ها:
( قطار ) "All change! This is the end of the line for this train. "
...
[مشاهده متن کامل]

"همه پیاده شوند! این آخر خط برای این قطاره. "
( سیاسی ) After 30 years of the same party in power, the election brought all change.
بعد از ۳۰ سال حاکمیت یک حزب، انتخابات باعث شد همه چیز عوض شود.
( سازمانی ) The new CEO arrived and it was all change – new policies, new staff, new direction.
مدیرعامل جدید اومد و همه چیز عوض شد – سیاست های جدید، کارمندان جدید، جهت گیری جدید.
( طنز ) Having a baby means all change – goodbye to sleep and spontaneous nights out!
بچه دار شدن یعنی همه چیز عوض می شه – خداحافظ خواب و شب های خودجوش بیرون!

used for telling people on a train or bus that they must leave it because it is not going any further
در قطار یا اتوبوس استفاده می شه. یعنی ایستگاه آخره همه پیاده بشن.