در عشق و جنگ هیچ قانونی وجود ندارد
تو عشق و جنگ همه چیز مجازه
مثال ها :
رقابت عاشقانه
She used a little white lie to impress him—well, all’s fair in love and war.
یه دروغ کوچیک گفت تا دلش رو به دست بیاره — خب، تو عشق و جنگ همه چیز مجازه.
... [مشاهده متن کامل]
محیط کار / رقابت
He outsmarted his colleague to get the promotion. All’s fair in love and war, right?
برای گرفتن ارتقا از همکارش زرنگی کرد. خب، تو عشق و جنگ هیچ قانونی وجود نداره، درسته؟
بازی یا سرگرمی و شوخی دوستانه
They cheated a bit in the board game—oh well, all’s fair in love and war!
یه کم تو بازی تقلب کردن — خب، تو عشق و جنگ همه چیز مجازه!
I stole the last slice of pizza. All’s fair in love and war!
تو عشق و جنگ همه چیز مجازه
مثال ها :
رقابت عاشقانه
یه دروغ کوچیک گفت تا دلش رو به دست بیاره — خب، تو عشق و جنگ همه چیز مجازه.
... [مشاهده متن کامل]
محیط کار / رقابت
برای گرفتن ارتقا از همکارش زرنگی کرد. خب، تو عشق و جنگ هیچ قانونی وجود نداره، درسته؟
بازی یا سرگرمی و شوخی دوستانه
یه کم تو بازی تقلب کردن — خب، تو عشق و جنگ همه چیز مجازه!
در عشق و جنگ هرچیزی جایز است
در دعوا حلوا خیرات نمی کنند ( تحت اللفظی: هر کاری در عشق و جنگ رواست )
هدف وسیله رو توجیه می کنه.
in certain highly charged situations, any method of achieving your objective is �justifiable.
تر و خشک یکجا می سوزد
هیچ چیز از هیچکس بعید نیست