alert at times

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:
• گاهی هوشیار، گاهی حواس جمع
• در مواقعی کاملاً بیدار و هشیار
🔸 مثال ها:
( روزمره ) The goalkeeper was alert at times, but missed a few crucial saves.
دروازه بان گاهی هوشیار بود، اما چند مهار مهم را از دست داد.
...
[مشاهده متن کامل]

( پزشکی ) After the accident, he was alert at times but confused for most of the day.
بعد از تصادف، گاهی هوشیار بود ولی بیشتر روز گیج بود.
( محیط کار ) She's alert at times during meetings, but often distracted by her phone.
او در جلسات گاهی حواس جمع است، ولی اغلب با گوشیش حواسش پرت می شود.
( طنز ) My cat is alert at times – mainly when she hears the sound of a can opener.
گربه من گاهی هوشیار می شه – بیشتر وقتی صدای در بازکن کنسرو رو می شنوه.