alb

/ælb//ælb/

معنی: جامهء سفید و بلند، پیراهن سفید و بلند کشیشان
معانی دیگر: (لباس کشیشان) قبا یا جامه ی سفید و بلند (به ویژه در مراسم عشای ربانی)، مخفف:، آلبانی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a full-length linen robe worn by some Christian priests at the Eucharist.

جمله های نمونه

1. He went into the sacristy, removed his alb and carefully folded his violet stole.
[ترجمه ترگمان]به کلیسا رفت، alb را بیرون آورد و با احتیاط آن را تا کرد
[ترجمه گوگل]او به زیارت رفت، آلبومش را برداشت و دزدیده شد و دزدان دریایی او را به دقت زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Objective : To define TRf and ALb levels in urina.
[ترجمه ترگمان]هدف: تعریف سطوح TRf و alb در urina
[ترجمه گوگل]هدف: تعیین سطوح TRf و ALb در ادرار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A long, sleeveless vestment worn over the alb by a priest during services.
[ترجمه ترگمان]پیراهنی بلند و بی آستین پوشیده از alb که کشیشی در طول خدمت به تن کرده بود
[ترجمه گوگل]یک جلیقه طولانی و بدون آستین که در طول خدمات توسط یک کشیش از روی آلبوم استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. P - ALB, T - CHO, TG, HDL - Cho, ApoA ApoB 100, GSP, D 3 and Urea levels are limited by using heparin.
[ترجمه ترگمان]P، ALB، T - CHO، TG، HDL - چو، ApoA ApoB ۱۰۰، پی اس پی، D ۳ و اوره با استفاده از heparin محدود شده اند
[ترجمه گوگل]P-ALB، T-CHO، TG، HDL-Cho، ApoA ApoB 100، GSP، D 3 و میزان اوره با استفاده از هپارین محدود می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Alb, α 1 - MG and ? ? 1 - MG were demonstrated sigificant positive correlations with SCr and BUN.
[ترجمه ترگمان]Alb، α ۱ - MG و؟ ۱ - MG correlations همبستگی مثبت با scr و bun نشان داده شد
[ترجمه گوگل]آلب، α 1 - MG و؟ ؟ 1 - MG همبستگی مثبت و معنی داری با SCr و BUN داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Alanine transaminase ( ALT ), albumin ( ALB ), serum hyaluronic acid ( HA ) and liver hydroxyproline ( Hyp ) were determined.
[ترجمه ترگمان]alanine transaminase (۲۸)، آلبومین (شعبه)، سرم hyaluronic اسید (HA)و hydroxyproline کبد (Hyp)تعیین شدند
[ترجمه گوگل]آلانین ترانس آمیناز (ALT)، آلبومین (ALB)، اسید هیالورونیک سرم (HA) و هیدروکسی پرولین کبدی (Hyp) تعیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The serum ALB and PLT are closely related to the percentage of electrogastric dysrhythmia, by which we can judge the situation of gastric dynamic dysfunction of liver cirrhosis.
[ترجمه ترگمان]The serum و PLT با درصد of dysrhythmia ارتباط نزدیکی دارند که بوسیله آن می توانیم وضعیت اختلال عملکرد gastric کبدی کبد را بررسی کنیم
[ترجمه گوگل]سرم ALB و PLT به نسبت درصد دیس ریتمی الکترواستریک وابسته است، که ما می توانیم وضعیت اختلال پویایی معده در سیروز کبد را قضاوت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I had an alb on and a long robe with long sleeves.
[ترجمه ترگمان]من یک شنل زنانه داشتم و یک ردای بلند با آستین های بلند
[ترجمه گوگل]من یک آلبوم داشتم و یک ریمل بلند با آستین بلند دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Methods 24 hour urinary ablumin ( Alb ), transferrin ( TRF ), IgG, retinal - bingding protein ( RBP ), N - acetyl - glucosaminidase ( NAG ), fasting blood glucose,
[ترجمه ترگمان]روش های ۲۴ ساعته، ablumin (Alb)، transferrin (TRF)، IgG، پروتیین - bingding (RBP)، N - acetyl - glucosaminidase (NAG)، گلوکز خون روزه،
[ترجمه گوگل]روشهای 24 ساعته الاولیوم ادراری (Alb)، پروتئین (TRF)، IgG، پروتئین شبکیه (RBP)، N - استیل گلوکوزامینیداز (NAG)، گلوکز خون ناشتا،
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Current research survey on ALB, their ecological role and biomass detection Methods: Were emphatically summarized.
[ترجمه ترگمان]بررسی تحقیقات فعلی بر روی این شعبه، نقش اکولوژیکی آن ها و روش های تشخیص زیست توده: موکدا اعلام شده است
[ترجمه گوگل]تحقیقات تحقیقاتی فعلی در مورد ALB، نقش اکولوژیکی و تشخیص زیست توده آنها روشهای متداول تلقی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Five blood protein loci ( Alb, Pro, Tf, Prt, Hb ) of 40 Xinjiang Tianshan Wapiti were detected by vertical . . .
[ترجمه ترگمان]پنج جایگاه پروتئین خونی (Alb، Pro، Tf، prt، Hb، Hb)۴۰ جین جیانگ Tianshan Wapiti به وسیله عمودی تشخیص داده شدند
[ترجمه گوگل]پنج پروتئین پروتئین خون (Alb، Pro، Tf، Prt، Hb) از 40 سین کیانگ Tianshan Wapiti با عمودی تشخیص داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Early therapy may get better effect, TRF and ALB can act as predictors of therapeutic effect.
[ترجمه ترگمان]درمان اولیه ممکن است اثر بهتری داشته باشد، TRF و ALB می توانند به عنوان پیش بینی کننده تاثیر درمانی عمل کنند
[ترجمه گوگل]درمان اولیه ممکن است اثر مثبت داشته باشد، TRF و ALB می تواند به عنوان پیش بینی کننده اثر درمانی عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The levels of ALT, AST, TP, ALB, ALP in serum and MDA in hepatic tissue were mesured.
[ترجمه ترگمان]سطوح شهر دوشنبه، AST، TP، این شعبه، پلیس محلی افغانستان در سرم و MDA در بافت کبد، mesured بودند
[ترجمه گوگل]سطح ALT، AST، TP، ALB، ALP در سرم و MDA در بافت کبد مشاهده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Cope: a long ecclesiastical vestment worn over an alb or surplice.
[ترجمه ترگمان]کوپ: یک ردای بلند کلیسایی پوشیده از ردا یا surplice
[ترجمه گوگل]مقابله: یک جماعت بلند مدت کلیسا بیش از یک آلبوم یا مرجانی پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جامهء سفید و بلند (اسم)
alb

پیراهن سفید و بلند کشیشان (اسم)
alb

تخصصی

[خودرو] Anti Lock Brakes. نوع ساده و اولیه سیستم ABS. سیستم ترمزی که در هنگام کشیده شدن لاستیکها بر روی زمین با ریتم مشخصی ترمزها را گرفته و ول میکند.
[زمین شناسی] سکوی کم شیب یک سکوی یخی تقریباً صاف یا با شیب بسیار ملایم، که طرف تقریباً عمودی یک فرورفتگی یخچالی آلپین را از شیب کوه بالایی جدا می کند. مقایسه شود با: ALP .
[نساجی] نوعی لباس بلند و سفید کتانی مخصوص کلیسا

به انگلیسی

• white robe worn by priests

معنی یا پیشنهاد شما