air dry

/ˈerˈdraɪ//eədraɪ/

کاملا خشک، بدون رطوبت

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: air-dries, air-drying, air-dried
• : تعریف: to allow to dry by the process of evaporation into the air rather than by the use of an appliance.

- We air-dry our clothes to save electricity.
[ترجمه ترگمان] ما برای صرفه جویی در برق، لباس هایمان را خشک می کنیم
[ترجمه گوگل] لباسهایمان را برای صرفه جویی در مصرف برق هوا خشک کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- With her new short haircut, she can quickly air-dry her hair.
[ترجمه ترگمان] با موهای کوتاه و کوتاه او می تواند به سرعت موهای او را خشک کند
[ترجمه گوگل] با کوتاه کردن مو کوتاه خود، او می تواند به سرعت موهای خود را خشک هوا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: sufficiently dry that exposure to the air will not cause evaporation.

- Wood should be air-dry to burn efficiently.
[ترجمه ترگمان] چوب باید خشک باشد تا به طور موثر بسوزد
[ترجمه گوگل] چوب باید برای خشک شدن هوا بسیار خشک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[نساجی] کاملا خشک - بدون رطوبت - هوای کاملا خشک
[خاک شناسی] هوا خشک

معنی یا پیشنهاد شما