agonize over something

پیشنهاد کاربران

🔸درباره موضوعی با نگرانی و دودلی شدید فکر کردن و برای تصمیم گیری تقلا کردن.
- She agonized over whether to accept the offer.
او برای تصمیم گیری درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن پیشنهاد، بسیار مردد و نگران بود.
دلواپسی در مورد چیزی
تفکر و تعمق در خصوص انجام کاری
If you agonize over/about something, you spend time worrying and trying to make a decision about it:
She agonized for days about whether she should take the job.