aestheticize

انگلیسی به انگلیسی

• make aesthetic, make something pleasing; portray in an artistic way (also aestheticise)

پیشنهاد کاربران

**Aestheticize** به معنای **به صورت هنری یا زیبا نشان دادن** است. این عبارت به فرآیند تبدیل یک موضوع به یک اثر هنری یا زیبا اشاره دارد، به طوری که از نظر زیبایی شناسی مورد توجه قرار گیرد. **Aestheticize** می تواند به معنای **ارزیابی یا قضاوت یک موضوع از نظر زیبایی شناسی** نیز باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

## استفاده ها:
1. **در هنر و رسانه:**
- **Aestheticize** در هنر و رسانه به معنای نشان دادن یک موضوع به صورت هنری یا زیبا است. این می تواند شامل استفاده از تکنیک های بصری یا روایت داستانی برای ایجاد یک اثر هنری باشد.
2. **در فرهنگ و جامعه:**
- این اصطلاح همچنین می تواند به فرآیند تبدیل عناصر مختلف زندگی روزمره به یک تجربه هنری یا زیبا اشاره داشته باشد. این شامل طراحی محیط ها یا محصولات به طوری است که از نظر زیبایی شناسی جذاب باشند.
3. **در روان شناسی و فلسفه:**
- **Aestheticize** می تواند به معنای ارزیابی یا قضاوت یک موضوع بر اساس اصول زیبایی شناسی باشد. این شامل در نظر گرفتن جنبه های زیبایی شناسی یک تجربه یا یک اثر هنری است.
## ریشه شناسی:
- کلمه **aestheticize** از کلمه **aesthetic** گرفته شده است که به زیبایی شناسی یا مطالعه زیبایی اشاره دارد. این اصطلاح در قرن نوزدهم به وجود آمد و از آن زمان در زبان انگلیسی استفاده می شود.
## مثال ها:
- "The artist aestheticized the cityscape by using vibrant colors. "
- "The company aestheticized their products to make them more appealing. "

It seems there might be a slight confusion here. The correct term is **"AESTHETICS"** ( not "easthetics" ) . Let’s break it down and provide the requested information.
- - -
### Root Words:
...
[مشاهده متن کامل]

The word **AESTHETICS** comes from the Greek word *aisthētikos*, meaning "perceptive" or "sensitive, " and *aisthēta*, meaning "perceptible things. " It relates to the appreciation of beauty and art.
- - -
### Collocations of **AESTHETICS**:
1. **VISUAL AESTHETICS**
- Example: The **VISUAL AESTHETICS** of the painting were breathtaking.
- زیبایی های بصری نقاشی نفس گیر بود.
- 🎨
- Example: The architect focused on the **VISUAL AESTHETICS** of the building.
- معمار روی زیبایی های بصری ساختمان تمرکز کرد.
- 🏛️
2. **MODERN AESTHETICS**
- Example: The design reflects **MODERN AESTHETICS**.
- طراحی نشان دهنده زیبایی شناسی مدرن است.
- 🖼️
- Example: The furniture combines functionality with **MODERN AESTHETICS**.
- مبلمان عملکرد را با زیبایی شناسی مدرن ترکیب می کند.
- 🪑
3. **CULTURAL AESTHETICS**
- Example: The film explores the **CULTURAL AESTHETICS** of Japan.
- فیلم زیبایی شناسی فرهنگی ژاپن را بررسی می کند.
- 🎥
- Example: The exhibition highlights the **CULTURAL AESTHETICS** of ancient civilizations.
- نمایشگاه زیبایی شناسی فرهنگی تمدن های باستانی را برجسته می کند.
- 🏺
4. **MINIMALIST AESTHETICS**
- Example: The room’s **MINIMALIST AESTHETICS** create a sense of calm.
- زیبایی شناسی مینیمالیستی اتاق حس آرامش ایجاد می کند.
- 🧘‍♂️
- Example: The designer is known for her **MINIMALIST AESTHETICS**.
- طراح به خاطر زیبایی شناسی مینیمالیستی اش شناخته شده است.
- ✨
5. **NATURAL AESTHETICS**
- Example: The garden’s **NATURAL AESTHETICS** were inspiring.
- زیبایی شناسی طبیعی باغ الهام بخش بود.
- 🌿
- Example: The artist captures the **NATURAL AESTHETICS** of the landscape.
- هنرمند زیبایی شناسی طبیعی منظره را به تصویر می کشد.
- 🖼️
- - -
### Derivatives of **AESTHETICS**:
1. **AESTHETIC** ( adjective/noun )
- Meaning: Concerned with beauty or the appreciation of beauty.
- Example: The room has a simple yet **AESTHETIC** design.
- اتاق طراحی ساده اما زیبا دارد.
- 🛋️
- Example: She has a great sense of **AESTHETIC**.
- او حس زیبایی شناسی قوی دارد.
- 👩‍🎨
2. **AESTHETICALLY** ( adverb )
- Meaning: In a way that relates to beauty or aesthetics.
- Example: The room was **AESTHETICALLY** pleasing.
- اتاق از نظر زیبایی شناسی دل پذیر بود.
- 🌟
- Example: The building was **AESTHETICALLY** designed.
- ساختمان از نظر زیبایی شناسی طراحی شده بود.
- 🏢
3. **AESTHETICISM** ( noun )
- Meaning: A focus on beauty and art, often at the expense of practicality.
- Example: The movement was rooted in **AESTHETICISM**.
- این جنبش ریشه در زیبایی گرایی داشت.
- 🎭
- Example: His work reflects a deep commitment to **AESTHETICISM**.
- کار او نشان دهنده تعهد عمیق به زیبایی گرایی است.
- 🖌️
4. **AESTHETICIZE** ( verb )
- Meaning: To make something aesthetically pleasing.
- Example: The artist sought to **AESTHETICIZE** everyday objects.
- هنرمند سعی کرد اشیاء روزمره را زیبا کند.
- 🎨
- Example: The film **AESTHETICIZED** the harsh realities of life.
- فیلم واقعیت های سخت زندگی را زیبا جلوه داد.
- 🎬
5. **ANAESTHETIC** ( related term, but distinct meaning )
- Meaning: A substance used to reduce pain or sensation.
- Example: The doctor administered an **ANAESTHETIC** before the surgery.
- دکتر قبل از عمل جراحی بی حسی تزریق کرد.
- 💉
- Example: The **ANAESTHETIC** made the procedure painless.
- بی حسی باعث شد عمل بدون درد باشد.
- 🏥
- - -
### Example Sentences ( Easy to Hard ) :
1. **AESTHETICS**
- The **AESTHETICS** of the room were calming.
- زیبایی شناسی اتاق آرام بخش بود.
- 🧘‍♀️
- She studied the **AESTHETICS** of Renaissance art.
- او زیبایی شناسی هنر رنسانس را مطالعه کرد.
- 🖼️
2. **AESTHETIC**
- The painting has a unique **AESTHETIC**.
- نقاشی زیبایی شناسی منحصر به فردی دارد.
- 🎨
- His **AESTHETIC** sense is admired by many.
- حس زیبایی شناسی او مورد تحسین بسیاری است.
- 👨‍🎨
3. **AESTHETICALLY**
- The garden was **AESTHETICALLY** designed.
- باغ از نظر زیبایی شناسی طراحی شده بود.
- 🌸
- The film was **AESTHETICALLY** stunning.
- فیلم از نظر زیبایی شناسی خیره کننده بود.
- 🎥
4. **AESTHETICISM**
- The poet’s work reflects **AESTHETICISM**.
- کار شاعر نشان دهنده زیبایی گرایی است.
- 📜
- The movement emphasized **AESTHETICISM** over functionality.
- این جنبش زیبایی گرایی را بر عملکرد ترجیح داد.
- 🎭
5. **AESTHETICIZE**
- The photographer aimed to **AESTHETICIZE** urban decay.
- عکاس هدفش زیبا کردن زوال شهری بود.
- 📸
- The director **AESTHETICIZED** the mundane aspects of life.
- کارگردان جنبه های پیش پاافتاده زندگی را زیبا کرد.
- 🎬
deepseek

زیبا جلوه دادن، زیبایی بخشیدن
زیبایی شناسانه کردن

بپرس