addend


معنی: عدد مضاعف، عددافزوده شده
معانی دیگر: (ریاضی) عدد مضاعف، افزوده

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a number or amount added to another or others to form a sum.

جمله های نمونه

1. Students of Business English Program are required to addend the test for the elementary and intermediate Certificates.
[ترجمه ترگمان]لازم است که دانش آموزان برنامه انگلیسی کسب وکار، آزمون گواهی ابتدایی و میانی را تایید کنند
[ترجمه گوگل]دانشجویان برنامه کسب و کار انگلیسی مورد نیاز برای اضافه کردن آزمون برای گواهینامه های ابتدایی و متوسط ​​است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Students of Business English Program are required to addend this test.
[ترجمه ترگمان]لازم است که دانش آموزان برنامه کلاس انگلیسی در این آزمون شرکت کنند
[ترجمه گوگل]دانشجویان برنامه انگلیسی کسب و کار مجاز به اضافه کردن این آزمون هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Addend and the summand input, and digital and carry the output device is a half adder.
[ترجمه ترگمان]addend و ورودی summand، و دیجیتالی کردن دستگاه خروجی یک جمع کننده نیم جمع کننده است
[ترجمه گوگل]افزونه و ورودی عادی، و دیجیتال و حمل دستگاه خروجی نصف کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Method: Takes 1 soup spoon milk, the addend drop olive oil and the few bread flour mixes evenly, spreads on the clean surface, after doing, by lukewarm water clean.
[ترجمه ترگمان]روش: ۱ قاشق سوپ خوری، شیر روغن زیتون، روغن زیتون و چند مخلوط آرد به طور مساوی، بعد از انجام کار، با تمیز کردن آب ولرم، روی سطح تمیز پخش می شود
[ترجمه گوگل]روش مصرف: 1 قاشق سوپ شیر، روغن زیتون قطره اضافه شده و چندین نان آرد همسطح می شود، پس از انجام، با آب آشامیدنی تمیز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This means the addend used to compute the value of the relocatable field(Figure 1-2.
[ترجمه ترگمان]این به این معنی است که addend برای محاسبه مقدار میدان relocatable بکار می رود (شکل ۲ - ۱)
[ترجمه گوگل]این بدان معنی است که افزودن برای محاسبه مقدار فیلد قابل انتقال (شکل 1-2)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Thus, the augend and addend must each be small enough to fit within one memory location.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، the و addend باید به اندازه کافی کوچک باشند که بتوانند در یک مکان حافظه جا بگیرند
[ترجمه گوگل]بنابراین، افزایش و افزودن باید هر یک به اندازه کافی کوچک باشد تا در یک مکان حافظه قرار بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A combinational circuit that has three inputs that are an augend, D, an addend, E, and carry digit transferred from another digit place, F, and two outputs that are a '.
[ترجمه ترگمان]یک مدار ترکیبی که دارای سه ورودی است که یک augend، D، an، E و carry هستند که از یک رقم دیگر، F، و دو خروجی که a هستند منتقل می شوند
[ترجمه گوگل]یک مدار ترکیبی که دارای سه ورودی است که یک عدد صعودی، D، یک عدد اضافی، E و حمل است که از محل رقم دیگری، F و دو خروجی که یک �
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. During these steps, some digits are selected for specific roles (e. g., first addend) in the addition operation, while the others are held in working memory, but not used in the current operation.
[ترجمه ترگمان]در طی این مراحل چند رقم برای نقش های خاص انتخاب می شوند گرم اول)در عملیات اضافه، در حالی که بقیه در حافظه فعال نگه داشته می شوند، اما در عملیات فعلی مورد استفاده قرار نمی گیرند
[ترجمه گوگل]در طی این مراحل، بعضی ارقام برای کارهای خاص (به عنوان مثال، افزودن اول) در عملیات اضافی انتخاب می شوند، در حالی که دیگران در حافظه کاری نگهداری می شوند، اما در عملیات فعلی استفاده نمی شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Its special function is the compass and has the magnifying glass addend block small world map.
[ترجمه ترگمان]تابع خاص آن قطب نمای است و ذره بین در نقشه دنیای کوچک را دارد
[ترجمه گوگل]تابع خاص آن قطب نما است و دارای بلوک افزودنی ذره بین بلوک نقشه دنیای کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عدد مضاعف (اسم)
addend

عدد افزوده شده (اسم)
addend

تخصصی

[برق و الکترونیک] جمعوند؛مضاف عدد یا کمیتی که به عدد یا کمیت دیگر (مضاف الیه) افزوده شود و نتیجه یا حاصل جمع را به وجود آورد.
[ریاضیات] عدد افزوده، افزودنی، مضاف، جمعوند
[آمار] جمع وند

به انگلیسی

• number which has been added to another (mathematics)

معنی یا پیشنهاد شما