acyclic

/ˌeɪˈsaɪklɪk//ˌeɪˈsaɪklɪk/

معنی: غیر مدور، غیر قابل چرخش، ناچرخهای، مارپیچی
معانی دیگر: غیر دوار، بی چرخش، نا ادواری

جمله های نمونه

1. A constructible definition of the directed acyclic graph was described, and the reason why exists a solution that does not exceed the total execution time of all tasks was explained.
[ترجمه ترگمان]تعریف constructible از نمودار چرخه ای مستقیم توصیف شده، و دلیل این که چرا یک راه حل وجود دارد که از زمان اجرای کامل همه کارها تجاوز نمی کند
[ترجمه گوگل]یک تعریف سازنده از گراف آصیلریک هدایت شده و دلیل آن وجود دارد که یک راه حل وجود دارد که از زمان اجرای کلی تمام وظایف اجتناب ناپذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods : The rabbits underwent acyclic exercise and received the manipulations the rear limbs the same periods.
[ترجمه ترگمان]روش ها: خرگوش ها در یک تمرین دور acyclic قرار گرفتند و در عین حال به دستکاری اندام های پشت سر هم رسیدند
[ترجمه گوگل]روش ها خرگوش ها تحت عمل جراحی قرار گرفتند و دستکاری اندام های عقب در همان دوره را دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The probability updating algorithm for acyclic Temporal Bayesian network based on model simplification and general probability updating algorithm for Temporal Bayesian network are presented.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم به روز سازی احتمال برای شبکه بیزی موقتی مبتنی بر ساده سازی مدل و الگوریتم به روز سازی احتمال عمومی برای شبکه بیزی موقتی ارایه می شود
[ترجمه گوگل]الگوریتم به روز رسانی احتمالی برای شبکۀ بیسیم temycal temporal baysian براساس مدل ساده سازی و الگوریتم به روز رسانی احتمالی به طور کلی برای شبکه بیسیم temporal ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The inheritance hierarchy is a actually a directed acyclic graph.
[ترجمه ترگمان]سلسله مراتب وراثت در واقع یک نمودار چرخه ای مستقیم است
[ترجمه گوگل]سلسله مراتب ارثی یک نمودار واقعی خطی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. To solve multi-class classification problem, Decision Directed Acyclic Graph algorithm support vector machine (DDAGSVM) has been proposed.
[ترجمه ترگمان]برای حل مساله طبقه بندی چند طبقه ای، تصمیم به کارگردانی Acyclic Graph پشتیبانی از ماشین بردار (DDAGSVM)پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]برای حل مشکل طبقه بندی چند طبقه ای، الگوریتم پشتیبانی از الگوریتم تصحیح خطی تصمیم گیرنده (DDAGSVM) پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Acyclic Dependencies Principle: Allow no cycles in the package dependency graph.
[ترجمه ترگمان]اصل وابستگی های Acyclic: هیچ سیکل در گراف وابستگی بسته وجود ندارد
[ترجمه گوگل]Principle of Dependencies Acyclic اجازه دادن به هیچ چرخه در نمودار وابستگی بسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The inheritance hierarchy is actually a directed acyclic graph.
[ترجمه ترگمان]سلسله مراتب وراثت در واقع یک نمودار چرخه ای مستقیم است
[ترجمه گوگل]سلسله مراتب ارثی در واقع یک نمودار خطی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The relationship among the layers is acyclic.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین لایه ها acyclic است
[ترجمه گوگل]رابطه میان لایه ها آلیسکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. G is a maximal acyclic graph.
[ترجمه ترگمان]G یک گراف acyclic بیشینه است
[ترجمه گوگل]G یک گراف حداکثر آسیکل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Bayes network is a directed acyclic graph with a series of conditional probabilities.
[ترجمه ترگمان]مدل بیز یک نمودار چرخه ای مستقیم با مجموعه ای از احتمالات شرطی است
[ترجمه گوگل]شبکه بیس یک گراف خطی است که با یک سری احتمال احتمالی مشروط شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A Dryad job is a graph generator which can synthesize any directed acyclic graph.
[ترجمه ترگمان]یک کار Dryad یک ژنراتور گراف است که می تواند هر گراف دوری دار را تولید کند
[ترجمه گوگل]شغل Dryad یک ژنراتور گراف است که می تواند هر گراف آزار دهنده هدایت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In this paper, we have devoted our efforts to design and prepare acyclic nucleosides, 8-bromo adenosine derivatives and 5-iodo uracil derivatives.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، ما تلاش های خود را برای طراحی و آماده سازی acyclic nucleosides، مشتقات adenosine ۸ - bromo adenosine و مشتقات β - iodo، اختصاص داده ایم
[ترجمه گوگل]در این مقاله تلاش های ما برای طراحی و آماده سازی نوکلئوزید های آکسیکلیک، مشتقات 8-bromo آدنوزین و مشتقات 5-یدو اوراکیل اختصاص داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The correlation results show that the method is valuable in understanding the structure performance relationship for the antiknock of acyclic alkanes.
[ترجمه ترگمان]نتایج همبستگی نشان می دهد که این روش در درک رابطه عملکرد ساختار برای the of acyclic بسیار ارزشمند است
[ترجمه گوگل]نتایج همبستگی نشان می دهد که این روش در درک رابطه عملکرد ساختاری برای مقادیر آلکان های آکسیال ارزشمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غیر مدور (صفت)
acyclic

غیر قابل چرخش (صفت)
acyclic

ناچرخه ای (صفت)
acyclic

مارپیچی (صفت)
vortiginous, acyclic, spiral, winding, whorled, sinuous, anfractuous

تخصصی

[شیمی] ناحلقه ای، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى، ناحلقوى، ناچرخه اى
[برق و الکترونیک] ناچرخه ای فاقد چرخه ی تغییرات منظم .
[نساجی] زنجیری - غیر حلقوی
[ریاضیات] غیر حلقوی، نادوری، زنجیری، بدون دور، نادور، غیر دوری
[پلیمر] ناحلقه ای، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى، ناحلقوى، ناچرخه اى

به انگلیسی

• not cyclic; not occurring in cycles; not arranged in whorls (botany); having an open-chain molecular structure rather than a closed ring-shaped chain (chemistry)

پیشنهاد کاربران

ساختار نامنظم و بدون ترتیب خاص مانند گراف های درختی و دارای فیدبک - مخالف ساختار سری و منظم
acyclic ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: ناچرخه‏ای
تعریف: مربوط به نگاره‏ای که دارای چرخه نباشد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما