abberation

پیشنهاد کاربران

این واژه چند معنی داره و معنی اصلیش انحرافه.
1. انحراف از مسیر یا رفتار طبیعی:
مثال:
The telescope detected a strange aberration in the planet's orbit, suggesting the presence of an unseen celestial body
...
[مشاهده متن کامل]

این تلسکوپ یک انحراف عجیب در مدار سیاره را تشخیص داد که حاکی از وجود یک جرم آسمانی نادیده بود.
2. نقص یا اشکال ( به خصوص در سیستم های اپتیکی یا دیداری ) :
مثال:
The aberration of the old lens caused blurry edge in the photographs
نقص لنز قدیمی باعث لبه های تار در عکس ها می شد.
3. رفتار یا پدیده غیرعادی و نادر:
مثال:
His sudden outburst of anger was an aberration; he was usually a very calm person
عصبانیت ناگهانی او یک پدیده غیرعادی بود؛ او معمولاً فرد بسیار آرامی بود.
4. اشتباه یا خطا ( ناشی از انحراف ) :
مثال:
The compiler reported an aberration in the code, which turned out to be a simple syntax error
کامپایلر یک خطا در کد را گزارش داد که معلوم شد یک خطای نحوی ساده بوده است.

Abberation گمراهی، اختلاف مشاعر، انحراف
اَبیراهی
⚠️ دوستان دقت کنید که املای درست این کلمه aberration می باشد
ابیراهی ( اپتیک )
chromosomal abberations
انحرافات کروموزومی
انحراف، غیر عادی شدن