برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

axon

/ˈækˌsɑːn/ /ˈæksɒn/

(کالبدشناسی) اکسون، آسچه، آسه

بررسی کلمه axon

اسم ( noun )
مشتقات: axonal (adj.)
• : تعریف: the part of a nerve cell that conducts impulses away from the cell body.

واژه axon در جمله های نمونه

1. This results in the neighbouring part of the axon also reaching this potential, thus causing its ion channel to open.
[ترجمه ترگمان]این نتیجه در بخش مجاور آکسون نیز به این پتانسیل دست یافته‌است، در نتیجه باعث می‌شود که کانال یونی باز شود
[ترجمه گوگل]این امر در قسمت همسایه آکسون نیز به این پتانسیل منجر می شود، بنابراین کانال یونی آن باز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Experimental evidence also exists for the presence of axon reflexes in the alimentary canal.
[ترجمه ترگمان]شواهد تجربی نیز برای حضور آکسون پایانی در کانال alimentary وجود دارد
[ترجمه گوگل]شواهد تجربی برای حضور رفلکس های آکسون در کانال آبیاری وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An average cortical neuron has an axon with perhaps 000 side branches.
[ترجمه ترگمان]یک نورون در ناحیه قشری به طور متوسط یک آکسون با perhaps شاخه دارد
[ترجمه گوگل]عصب مرکزی مغزی دارای آکسون با شاخه های شاخه ای 000 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Therefore, there were two basic types; myelinoclasis and axon dam-cge.
[ترج ...

معنی axon در دیکشنری تخصصی

axon
[بهداشت] آکسون
[روانپزشکی] آکسون. زائده ای از سلول عصبی که تحریکات را از جسم سلول عصبی به سایر سلول ها منتقل می کند.

معنی کلمه axon به انگلیسی

axon
• part of the neuron that sends impulses away from the cell (anatomy)

axon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعلی امیرباقری
(برق - الکترونیک)= در شبکه های عصبی، دیتای پردازش شده در بدنه سلول (لایه)، از طریق آکسون که یک شاهراه اطلاعاتی است به خروجی انتقال می یابد؛ یا به منظور پردازش بیشتر وارد لایه بعدی می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی axon

کلمه : axon
املای فارسی : اخن
اشتباه تایپی : شطخد
عکس axon : در گوگل

آیا معنی axon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )