برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1476 100 1

axle

/ˈæksl̩/ /ˈæksl̩/

معنی: میل، محور، میله، چرخ، چرخه، اسه، دنده، میله چرخ فرمان
معانی دیگر: میله ای که چرخ به دور آن می چرخد، آسه، وردنه، اشایه، اکسل

بررسی کلمه axle

اسم ( noun )
• : تعریف: a supporting bar or shaft on which, or by means of which, a wheel or wheels turn.

واژه axle در جمله های نمونه

1. axle pin
میل محور،سگدست

2. axle shaft
محور دیفرانسیل،(اتومبیل) میل پولس

3. axle suspension
اتصال محوری

4. shaft axle
میل پولوس

5. this axle transfers motion from the motor to the wheels
این محور،حرکت را از موتور به چرخ‌ها منتقل می‌کند.

6. to set a wheel on an axle
چرخ را بر محور نصب کردن

7. A wheel spins on an axle.
[ترجمه ترگمان]چرخ روی یک اکسل می‌چرخد
[ترجمه گوگل]یک چرخ بر روی محور چرخ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The wheel rotates around an axle.
[ترجمه ترگمان]چرخ به دور یک محور می‌چرخد
[ترجمه گوگل]چرخ چرخش در اطراف محور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Thus a wheel revolves on its axle.
[ترجمه ترگمان]به این ترتیب یک چرخ به محور اکسل خود می‌چرخد
[ترجمه گوگل]بنابراین چرخ چرخش بر محور آن است
...

مترادف axle

میل (اسم)
stomach , addiction , bar , desire , liking , tendency , will , shaft , propensity , leaning , goodwill , penchant , relish , axle , rod , bent , vocation , inclining , predilection , zest , hade , milestone , predisposition , proclivity
محور (اسم)
shaft , arbor , axis , axle , pivot , axletree , gudgeon , joint pin , kingbolt
میله (اسم)
style , bar , beam , shaft , stalk , stem , probe , arbor , axis , axle , pivot , rod , spit , pintle , pillar , shank , scape , fust , tige , virgule
چرخ (اسم)
loop , rhomb , cycle , turn , axle , wheel , cart , flywheel , wimple , gyrostabilizer , kestrel , trindle , strophe , truckle
چرخه (اسم)
cycle , axle
اسه (اسم)
axle , gudgeon
دنده (اسم)
gear , axle , rib , costa , clobber
میله چرخ فرمان (اسم)
axle

معنی عبارات مرتبط با axle به فارسی

محوردان، انگشتی محور
میل محور، سگدست
محور دیفرانسیل، (اتومبیل) میل پولس
اتصال محوری
میله میان دوچر
(مکانیک) چرخ و محور

معنی axle در دیکشنری تخصصی

[خودرو] محور
[عمران و معماری] محور
[برق و الکترونیک] محور چرخ ، میله
[مهندسی گاز] محور ، چرخ
[نساجی] محور (ثابت ) - میله - اکسل
[ریاضیات] محور، محور چرخ، میله
[پلیمر] محور
[خودرو] یاتاقان محور چرخ ؛ یاتاقان توپی چرخ
[خودرو] واشر نگهدارنده یاتاقان محور چرخ
[عمران و معماری] محور تکی - محور ساده
[عمران و معماری] محور تاندم - محور مرکب
[عمران و معماری] محور چرخ

معنی کلمه axle به انگلیسی

axle
• shaft around which a wheel revolves
• an axle is a rod connecting a pair of wheels on a car or other vehicle.
axle bearing
• part of a machine on which an axle moves
driving axle
• axle of a driving wheel
rear axle
• back axle, shaft on which the back wheels turn
wheel and axle
• simple machine comprised of a wheel attached concentrically to a drum so that a rope will wind and unwind alternately from the wheel to the drum creating mechanical advantage

axle را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی axle
کلمه : axle
املای فارسی : اخل
اشتباه تایپی : شطمث
عکس axle : در گوگل

آیا معنی axle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران