برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

aver

/ˈeɪvər/ /əˈvɜː/

معنی: تصدیق کردن، اثبات کردن، بطور قطع اظهار داشتن، از روی یقین گفتن، بحق دانستن
معانی دیگر: تاکید کردن، قویا اظهار کردن، به طور یقین گفتن، به طور حق به جانب گفتن

بررسی کلمه aver

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: avers, averring, averred
• : تعریف: to assert to be true; affirm.
مترادف: affirm, assert, avouch, contend, declare, maintain, opine, say, state
متضاد: deny
مشابه: allege, argue, asseverate, claim, hold, insist, plead, predicate, profess, pronounce, protest, submit

- He averred that he was the owner of the gun.
[ترجمه ترگمان] تاکید کرد که او صاحب اسلحه است
[ترجمه گوگل] او معتقد بود که صاحب اسلحه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه aver در جمله های نمونه

1. The river Aver continues westward past the provincial capital at Averheim and finally flows into the Reik at Nuln.
[ترجمه ترگمان]رودخانه aver به سمت غرب از مرکز استان at عبور می‌کند و در نهایت به the در Nuln می‌ریزد
[ترجمه گوگل]رود آویر به سمت غرب از مرکز سرمایه ای در ابها می رود و در نهایت به ریک در نولان می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These rivers are the Aver Reach to the north and the Blue Reach to the south.
[ترجمه ترگمان]این رودخانه‌ها the Reach به شمال و مرکز دسترسی آبی به جنوب است
[ترجمه گوگل]این رودخانه ها به سمت شمال و رسیده آبی به جنوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His mission, he would later aver, was wholly scientific.
[ترجمه ترگمان]ماموریت او این بود که بعدا همه چیز را به طور کلی به طور کلی به زبان آورد
[ترجمه گوگل]مأموریت او، بعدا او، کاملا علمی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A kindly aver will never make a good horse.
[ترجمه ترگمان]یک زبان مهربان هرگز اسب خوبی نخواهد ساخت
[ترجمه گوگل]مهربانانه هرگز ...

مترادف aver

تصدیق کردن (فعل)
concede , admit , recognize , acknowledge , affirm , authenticate , establish , aver , grant , testify , subscribe , certify , confirm , homologate , justify , rubber-stamp
اثبات کردن (فعل)
assert , affirm , aver , demonstrate , prove , corroborate
بطور قطع اظهار داشتن (فعل)
aver
از روی یقین گفتن (فعل)
aver
بحق دانستن (فعل)
aver

معنی aver در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] به معنی آنچه که برخلاف جهت تابش آفتاب می باشد
[حقوق] اظهار داشتن، ادعا کردن، اثبات کردن، توجیه کردن، تایید کردن

معنی کلمه aver به انگلیسی

aver
• declare, state
• if you aver something, you say very firmly that it is true; a formal word.

aver را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسرین رنجبر
to say that sth is certainly true
تأیید کردن
به طور قطع/ با یقین اعلام کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی aver

کلمه : aver
املای فارسی : آور
اشتباه تایپی : شرثق
عکس aver : در گوگل

آیا معنی aver مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )