برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1428 100 1

availability

/əˌveləˈbɪləti/ /əˌveɪləˈbɪləti/

معنی: دسترسی، دسترس پذیری، فراهمی، قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید
معانی دیگر: دسترس، در دسترس (بودن)، حصول پذیری، وجود، آماده ی استفاده بودن، بودن

بررسی کلمه availability

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition of being available.

واژه availability در جمله های نمونه

1. the availability of money
در دسترس بودن (وجود) پول

2. the availability of oil
فراهم بودن نفت

3. it depends on the availability of seats
منوط است به بودن جای نشستن

4. The availability of nursery school places varies widely across London.
[ترجمه ترگمان]دسترسی به مدارس مهد کودک در سراسر لندن به طور گسترده‌ای متفاوت است
[ترجمه گوگل]در دسترس بودن مکان های مهد کودک به طور گسترده در لندن متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The availability of cheap long - term credit would help small business.
[ترجمه ترگمان]در دسترس بودن اعتبار بلند مدت به تجارت‌های کوچک کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]در دسترس بودن ارزان اعتبار بلندمدت به کسب و کار کوچک کمک خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. One area of contention is the availability of nursery care.
[ترجمه ترگمان]یک حوزه از بحث در دسترس بودن مراقبت از کودکان است
[ترجمه گوگل]یکی از مسائلی که مطرح می شود، دسترسی به مراقبت های پرستاری است
[ترجمه شما] ...

مترادف availability

دسترسی (اسم)
access , availability , accessibility , approachability , range
دسترس پذیری (اسم)
availability
فراهمی (اسم)
availability
قابلیت استفاده (اسم)
availability , usability , serviceability
چیز مفید و سودمند (اسم)
availability
شخص مفید (اسم)
availability

معنی عبارات مرتبط با availability به فارسی

دسترس پذیری سیستم

معنی availability در دیکشنری تخصصی

availability
[علوم دامی] درجه فراهمی ؛ می توان آن را با قابلیت هضم برابر دانست که بیشتر در مورد ویتامینها و مینرالها بکار می رود .
[کامپیوتر] دسترس پذیری ، مقبولیت .
[معدن] آمادگی ماشین (حفر چاه و تونل)
[آمار] آمادگی
[زمین شناسی] ضریب قابلیت دسترسی به ماشین این شاخص درصدزمانی است که طی آن درطول حفاری تونل ،ماشین آماده حفاری است.این زمان ،باکسرزمانی که برای استقراردستگاه وتعمیرات آن مصرفمی شود ازکل زمان بدست می آید.
[روانپزشکی] کاشف دسترس پذیری. تاثیر قابلیت وصول مواد مورد نیاز برای استدلال، بر استدلال شخص.
[خاک شناسی] زیست فراهمی
[کامپیوتر] قابلیت دسترسی بالا .
[زمین شناسی] ضریب موجودی آب ،دسترسی به آب ، آمادگی آب نسبت مقادیر کل جریان در یک دوره زمانی مشاهده به کل جریان میانگین برای یک دوره تطابقی از یک رشته سالهای وابسته بسیار (سال میانگین).
[معدن] دسترسی مکانیکی (ترابری)
[معدن] دسترسی فیزیکی (ترابری)

معنی کلمه availability به انگلیسی

availability
• obtainability, accessibility, attainability

availability را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hadeian
قابلیت دسترسی
کاربر آبادیس
در دسترس
ebi
دسترسی‌پذیری ، دسترسی‌داشتگی ، در دسترس‌بودگی
سعید صفاری مقدم
مهیا بودن، فراهم بودن، قابل حصول بودن، در دسترسی بودن،موجود بودن
Mahdi
یکی از کاربردای اون میتونه
What's your availibility like
باشه که به معنی:
تایم خالی دارید؟!
وقتون خالی هست و از این قبیل باشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی availability
کلمه : availability
املای فارسی : اویلبیلیتی
اشتباه تایپی : شرشهمشذهمهفغ
عکس availability : در گوگل

آیا معنی availability مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )