برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1426 100 1

automatic

/ˌɒtəˈmætɪk/ /ˌɔːtəˈmætɪk/

معنی: اتوماتیک، دستگاه خودکار، خود بخود، غیر ارادی، مربوط به ماشینهای خودکار، خود کار
معانی دیگر: خودبه خود، عادی، از روی خو، ناخودآگاهانه، ناهشیارانه، (جنگ افزار) خودکار، (زیست شناسی - کالبد شناسی) ناارادی، غیرارادی (مانند حرکت روده ها)، (گیاه شناسی) جنبش های خودکار گیاهی، (اتومبیل) دنده اتوماتیک

بررسی کلمه automatic

صفت ( adjective )
مشتقات: automatically (adv.)
(1) تعریف: acting by itself without outside power or influence.
مترادف: self-acting, spontaneous
مشابه: autonomic, mechanical

- The heater is equipped with an automatic shut-off.
[ترجمه ترگمان] بخاری مجهز به یک بسته اتوماتیک خاموش است
[ترجمه گوگل] بخاری مجهز به اتوماتیک خاموش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: sure to happen.
مترادف: certain, sure
مشابه: natural

- For some people, being examined by a doctor causes an automatic rise in blood pressure.
[ترجمه ترگمان] برای برخی افراد، معاینه شدن توسط یک پزشک موجب افزایش اتوماتیک فشار خون می‌شود
[ترجمه گوگل] برای بعضی از افراد، تحت نظر پزشک، افزایش خودکار فشار خون را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: mechanically self-regulating.
مترادف: self-regulating
متضاد: manual
مشابه: automated, mechanical, push-button

- Most cars are equipped with an automatic transmission in the ...

واژه automatic در جمله های نمونه

1. automatic landing gear
(در هواپیما) دستگاه فرود خودکار

2. automatic machinery
ماشین آلات خودکار

3. automatic rifle
تفنگ خودکار (مسلسل مانند)

4. automatic data processing
(کامپیوتر) پردازش خودکار داده‌ها

5. an automatic gesture
حرکت از روی عادت

6. an automatic missile monitor
دستگاه خودکار کنترل موشک

7. an automatic ticketing machine
ماشین خودکار برای دادن بلیت

8. the automatic apparatus created by the two scientists
دستگاه خودکاری که آن دو دانشمند ابداع کرده‌اند

9. do you want a car with automatic (gearshift) or manual gearshift?
اتومبیل با دنده‌ی اتوماتیک می‌خواهید یا (دنده‌ی) دستی‌؟

10. The heating system has an automatic temperature control.
[ترجمه ترگمان]سیستم گرمایش دارای کنترل دمای اتوماتیک است
[ترجمه گوگل]سیستم گرمایش دارای کنترل درجه حرارت اتوماتیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Eddie sli ...

مترادف automatic

اتوماتیک (اسم)
automatic
دستگاه خودکار (صفت)
automatic , automatical
خود بخود (صفت)
automatic , automatical , spontaneous
غیر ارادی (صفت)
automatic , automatical , involuntary
مربوط به ماشینهای خودکار (صفت)
automatic , automatical
خود کار (صفت)
auto , automated , automatic , automatical , self-acting , self-administered , self-driven , self-charging , self-operating , self-operative

معنی عبارات مرتبط با automatic به فارسی

مقابله خودکار
برنامه نویسی خودکار
کامپیوتر خودکار
کنترل خودکار
(کامپیوتر) پردازش خودکار داده ها
(به ویژه در هواپیما) سمت یاب خودکار، راستایاب خودکار
رد و بدل کننده خودکار
ژیروسکوپ، چرخش نما، دستگاه خودکار هدایت کشتی و هواپیما
برنامه نویسی خودکار برنامه نویسی خودکار
ازمایش خودکار
زمان سنج خودکار
حروف چینی خودکار
نیم خودکار

معنی automatic در دیکشنری تخصصی

automatic
[کامپیوتر] خودکار .
[برق و الکترونیک] اتوماتیک ، خودکار
[صنعت] خودکار ، اتوماتیک
[نساجی] اتوماتیک - خودکار
[ریاضیات] خودکار، اتوماتیک، اتومات
[ریاضیات] مونتاژ خودکار
[برق و الکترونیک] بایاس وارون خودکار یک یاچندحلقه کنترل خودکاربهره برای جلوگیری از اضافه بار گیرنده های راداری در اثر پژواک های قوی و یا سیگنالهای اخلالگر.
[شیمی] ترازوی خودکار
[نساجی] ترازوی خودکار
[برق و الکترونیک] ترمیم خودکار صدای بم [ای بی سی] مداری در گیرنده های رادیویی و تقویت کننده های شنیداری برای طبیعی کردن صدای بم در شدت صدای پایین.برای این منظور معمولاً از یک مقاومت و خازن سری که بین زمین و سر وسط پیچ کنترل صدا قرار گرفته اند، استفاده می شود.این مدار بصورت خودکار پاسخ نامطلوب گوش انسان به صداهای ضعیف و کم بسامد را اصلاح می کند .
[نفت] طبلک چپ خودکار
[برق و الکترونیک] کنترل خود کار روشنایی ، کنترل خودکار زمینه مدار درگیرنده های تلویزیونی که میانگین روشنایی تصویر ار ثابت نگه می دارد . طرز کار آن مشابه با مدار کنترل شدت صدا در یک گیرنده ی صوتی است .
[شیمی] بورت خودکار
Automatic burette | bu ...

معنی کلمه automatic به انگلیسی

automatic
• automatic rifle, automatic pistol, automatic gun; machine which operates automatically
• operating by itself; unintentional
• an automatic machine is one which has controls that enable it to perform a task without needing to be constantly operated by a person.
• an automatic gun, car, or washing machine can be called an automatic.
• an automatic action is one that you do without thinking about it.
• if something such as an action or a punishment is automatic, it happens as the normal result of something else.
automatic backup
• automatic creating of a back-up file on computer
automatic bank services
• automatic teller service, automated bank machine, mechanism for carrying out bank procedures via a magnetic card, atm
automatic car
• car with an automatic transmission, auto which switches its gears automatically
automatic check
• inspection which is performed automatically
automatic contents
• creating a table of contents for a given document by use of a word processor
automatic data processing
• technique for computer processing that requires little human participation, adp
automatic exchange
• automated telephone exchange
automatic fire
• gunfire which occurs rapidly without the need to reload
automatic firearm
• firearm which continuously loads and fires supplied ammunition
automatic flight control system
• flight control system in an aircraft which operates without human supervision
automatic gain co ...

automatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مونیکا
خود کار
محدثه فرومدی
خودبه خودی
امین جهانگرد
1-خودکار
automatic gearbox
2-خود به خود
hard work and persistence will result in an automatic success
3-ناخودآگاه،غیر ارادی(برای کاری که زیاد انجامش دادیم)
in accounting you would debit and credit the accounts till it would become automatic to you
walking and breathing are automatic
4-تفنگی که بدون دخالت دست برای کشیدن ضامن و ... بتونه پشت هم شلیک کنه
5-ماشین دنده اتومات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی automatic
کلمه : automatic
املای فارسی : اتوماتیک
اشتباه تایپی : شعفخئشفهز
عکس automatic : در گوگل

آیا معنی automatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )