برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

authorities


اولیاى امور

بررسی کلمه authorities

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: (used with "the") the police or other people in government.

- You must report crimes to the authorities.
[ترجمه ترگمان] باید جنایت را به مقامات گزارش دهی
[ترجمه گوگل] شما باید جنایات را به مقامات گزارش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه authorities در جمله های نمونه

1. government authorities refused to comment
مراجع دولتی از توضیح خودداری کردند.

2. one of the sapient authorities . . .
یکی از بزرگان اهل تمیز . . .

3. we spoke with the authorities concerned
با مقامات مربوطه صحبت کردیم.

4. he decided to complain to the authorities
او تصمیم گرفت به مسئولان امر شکایت کند.

5. the suggestion was ill received by the authorities
مراجع مربوطه پیشنهاد را بد تلقی کردند.

6. The authorities are taking steps to combat/fight/tackle racism in schools.
[ترجمه ترگمان]مقامات در حال برداشتن گام‌هایی برای مبارزه \/ مبارزه \/ مبارزه با نژادپرستی در مدارس هستند
[ترجمه گوگل]مقامات اقداماتی را برای مبارزه با نژادپرستی در مدارس انجام می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The authorities did not interfere with us.
[ترجمه ترگمان]مقامات با ما مداخله نکردند
[ترجمه گوگل]مقامات با ما درگیر نبودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Amnesty Internat ...

معنی authorities در دیکشنری تخصصی

authorities
[فوتبال] رای دهنده
[حقوق] مراجع یا مقامات قانونی یا قضایی
[کامپیوتر] جدول اولیاامور

معنی کلمه authorities به انگلیسی

competent authorities
• able management, able power
constituted authorities
• appointed authorities, elected officials
expert authorities
• those who have expert knowledge in a particular field
obtain the sanction of the authorities
• receive permission from the controlling bodies
occupation authorities
• name used by the palestinians in the west bank and gaza strip to refer to the government of israel
the authorities
• ruling government, military authorities; higher-ups; bureaucracy

authorities را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shokoufeh
مقامات
hesam
مناصب
صفری کوپایی
صلاحیتها
Mina
مسئولین
aliii
قبلش( local) بزاریم میتونیم بگیم اداره های محلی
علی
متصدیان
Lili dian
مسولین مربوطه
RK
اولیای امور
محدثه فرومدی
صاحب‌منصبان، افراد صاحب‌اختیار، مسئولان، مراجع
علیرضا
مسئولین با مقامات
محمدرضا
مراجع ذی صلاح
مهسا امینی
صاحب‌نظران
Mahsan
مسیولان ذیربط
سیامک
مقامات عالی‌رتبه
military authorities: مقامات عالی‌رتبه‌ی نظامی
محمد حسین
مقامات
30jey
مقامات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی authorities
کلمه : authorities
املای فارسی : اتهوریتئاس
اشتباه تایپی : شعفاخقهفهثس
عکس authorities : در گوگل

آیا معنی authorities مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران