برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1401 100 1

attributes


System.String[]

واژه attributes در جمله های نمونه

1. to assign human attributes to an inanimate object
قایل شدن ویژگی‌های انسانی برای جسم بی‌جان

2. chimpanzees have many human attributes
شامپانزه دارای بسیاری از ویژگی‌های انسان می‌باشد.

3. winged feet are the attributes of mercury
داشتن پاهای بال‌دار از مشخصات مرکوری است.

مترادف attributes

خواص (اسم)
attributes , properties , virtues , confidants , gentlefolks , vested interests , nobles , privileged classes , servitors

معنی attributes در دیکشنری تخصصی

attributes
[کامپیوتر] ویژگیها . مشخصه ها - ویژگیهای فایلها در داس و سیتمهای عامل مشابه فایلها ممکن است پنهان سیستم فقط خواندنی و آرشیو باشند فرمان اتریب تغییرات ویژگیهای فایل را نشان می دهد.
[ریاضیات] بازرسی وصفی
[حسابداری] خواصی که باید اندازه گیری شود
[ریاضیات] همبستگی صفات، همبستگی متغیر های کیفی
[حسابداری] خاصه های اندازه گیری
[ریاضیات] نمونه گیری وصفی
[زمین شناسی] مجموعه ای از پارامترهای تعریف کننده ویژگیهای متن نمایش داده شده روی نقشه. خصوصیتهای متن یا نشته شامل رنگ، سبک، فونت، اندازه ، محل و زاویه

معنی کلمه attributes به انگلیسی

tax attributes
• easing of tax rates, lowering of tax payments

attributes را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Safa
ویژگی ها
سرگل رضائی
خصوصیات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی attributesکلمه : attributes
املای فارسی : اتتریبوتس
اشتباه تایپی : شففقهذعفثس
عکس attributes : در گوگل

آیا معنی attributes مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )