attempt on one's life

انگلیسی به انگلیسی

• attempt to murder, attempt to kill someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
سوءقصد به جان کسی
ترور ناموفق
اقدام به قتل کسی
حمله برای کشتن کسی
🔸 مثال ها:
"The attempt on the prime minister's life was foiled by security forces. "
سوءقصد به جان نخست وزیر توسط نیروهای امنیتی خنثی شد.
...
[مشاهده متن کامل]

"He survived three attempts on his life before going into exile. "
قبل از اینکه به تبعید بره، از سه سوءقصد به جانش جان سالم به در برد.
"The attempt on her life was widely condemned by world leaders. "
سوءقصد به جانش توسط رهبران جهانی به شدت محکوم شد.
"Investigators are looking into who ordered the attempt on the journalist's life. "
بازرسان دارن بررسی می کنن چه کسی دستور سوءقصد به جان خبرنگار رو داده.
🔸 نکته:
"Attempt on one's life" یه اصطلاح رسمی و پرکاربرد در متون خبری، حقوقی و تاریخی است. ضمیر "one's" در اینجا جای اسم یا ضمیر شخص هدف می نشینه — مثل "attempt on his life" یا "attempt on the president's life". با "assassination" ( ترور موفق ) اشتباه نگیرید — "attempt on one's life" یعنی تلاش برای کشتن که لزوماً موفق نبوده.

به کسی سوء قصد کردن
فرد مشهوری را ترور کردن
سعی کردن برای کشتن کسی
قصد جان کسی را کردن