برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

at one's earliest convenience


در اختیار، در دست، به فرمان، تحت فرمان، در اولین فرصت، هرچه زودتر

at one's earliest convenience را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی at ones earliest convenience

کلمه : at one's earliest convenience
املای فارسی : آات انئس یرلیست کنونینک
اشتباه تایپی : شف خدث'س ثشقمهثسف زخدرثدهثدزث
عکس at one's earliest convenience : در گوگل

آیا معنی at one's earliest convenience مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )