برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

at a price


به بهای سنگین، با فداکاری و رنج زیاد

واژه at a price در جمله های نمونه

1. Food is available, at a price .
[ترجمه MoDa] غذا هست ولی به چه قیمتی! غذا هست ولی قیمتش خیلی گرونه!
|
[ترجمه ترگمان]غذا در دسترس است، به قیمت
[ترجمه گوگل]غذا در دسترس است، در قیمت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a decision to be taken only at a price; if he left his wife, it would mean leaving his children too.
[ترجمه ترگمان]این تصمیم گرفتن فقط به یک قیمت بود؛ اگر او همسرش را ترک می‌کرد، به این معنی بود که بچه‌هایش را هم ترک می‌کرد
[ترجمه گوگل]این تصمیم فقط با قیمت گرفته شد؛ اگر همسرش را ترک کند، به این معنی است که فرزندانش نیز خاموش شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fresh strawberries are now available at a price!
[ترجمه ترگمان]هم اکنون توت‌فرنگی تازه به قیمت یک قیمت در دسترس است!
[ترجمه گوگل]توت فرنگی تازه در حال حاضر در دسترس قیمت!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

at a price را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
به قیمت گزاف
neda
به بهای گزاف
بهای سنگین
neda
بهای سنگین
به بهای گزاف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی at a price
کلمه : at a price
املای فارسی : آات ا پرایس
اشتباه تایپی : شف ش حقهزث
عکس at a price : در گوگل

آیا معنی at a price مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران