برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1670 100 1
شبکه مترجمین ایران

asymptotically

معنی asymptotically در دیکشنری تخصصی

asymptotically
[ریاضیات] به طور مجانبی، مجانبا
[آب و خاک] بطور مجانب
[ریاضیات] برآوردکننده ی مجانبا کارا
[آمار] برآوردگر مجانباً کارآ
[ریاضیات] مجانبا مساوی
[ریاضیات] مجانب طبیعی
[برق و الکترونیک] پایدار مجانبی
[ریاضیات] به طور مجانبی پایدار
[ریاضیات] برآورد کننده ی مجانبا اریب
[آمار] برآوردگر مجانباً نااریب

معنی کلمه asymptotically به انگلیسی

asymptotically
• approaching but but never intercepting a curve (mathematics)

asymptotically را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسام
بطور مجانبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی asymptotically مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )