برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

asymptote

/ˈæsɪmptoʊt/ /ˈæsɪmptəʊt/

معنی: خط مجانب، مماس ازلی
معانی دیگر: (هندسه) تانژانت منحنی در بی نهایت، (خط) مجانب، همکران

بررسی کلمه asymptote

اسم ( noun )
• : تعریف: in mathematics, a straight line that approaches but never meets a curve.

- Different types of curve have different numbers of asymptotes.
[ترجمه ترگمان] انواع مختلف منحنی تعداد متفاوتی از asymptotes دارند
[ترجمه گوگل] انواع مختلفی از منحنی دارای تعداد مختلف نامتقارن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه asymptote در جمله های نمونه

1. This article elaborates the solution of asymptote of rational function curve, pointing out both the common way of finding limit value and the elementary way.
[ترجمه ترگمان]این مقاله راه‌حل of منحنی تابع منطقی را تشریح می‌کند و هم روش رایج یافتن ارزش محدود و روش ابتدایی را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]در این مقاله، راه حل نامتقارن منحنی تابع منطقی، با اشاره به هر دو روش رایج برای پیدا کردن مقدار محدود و روش ابتدایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An asymptote is a line or curve that approaches a given curve arbitrarily closely.
[ترجمه ترگمان]An یک خط یا منحنی است که به طور نزدیک به یک منحنی خاص نزدیک می‌شود
[ترجمه گوگل]یک علامت غیر خطی یک خط یا منحنی است که به یک منحنی داده شده به صورت خودسرانه نزدیک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Asymptote, which is infinitely close to but not an intersection of the line.
[ترجمه ترگمان]asymptote، که خیلی به آن نزدیک است، اما نه یک تقاطع راه‌آهن
[ترجمه گوگل]Asymptote، که بی نهایت نزدیک است اما نه تقاطع خط
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Asymptote - design, architecture and res ...

مترادف asymptote

خط مجانب (اسم)
asymptote
مماس ازلی (اسم)
asymptote

معنی asymptote در دیکشنری تخصصی

asymptote
[برق و الکترونیک] مجانب
[ریاضیات] مجانب، خط مجانب
[آب و خاک] خط مجانب
[ریاضیات] سهمی مجانب، مجانب سهمی، سهمی مجانبی
[ریاضیات] راستای مجانب
[ریاضیات] راستای مجانب
[ریاضیات] مجانب افقی
[آمار] مجانب افقی
[ریاضیات] مجانب مایل
[ریاضیات] مجانب سه گانه
[ریاضیات] مجانب قائم

معنی کلمه asymptote به انگلیسی

asymptote
• straight line approaching but never intercepts a curve (mathematics)

asymptote را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی محمودزاده
مجانب شدن، همگرا شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی asymptote

کلمه : asymptote
املای فارسی : اسیمپتت
اشتباه تایپی : شسغئحفخفث
عکس asymptote : در گوگل

آیا معنی asymptote مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )