برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

asymmetrical

/ˌesəˈmetrɪkl̩/ /ˌeɪsɪˈmetrɪkl̩/

معنی: بی تناسب، نامتقارن، غیر متقارن، بی قرینه
معانی دیگر: asymmetric نامتقارن

واژه asymmetrical در جمله های نمونه

1. The relationship is of long duration and is asymmetrical.
[ترجمه ترگمان]این رابطه مدت زیادی است و نامتقارن است
[ترجمه گوگل]رابطه طولانی مدت است و نامتقارن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The reciprocity is asymmetrical and in consequence it has a proclivity for extending outwards into a network.
[ترجمه ترگمان]عمل متقابل نامتقارن است و در نتیجه یک proclivity برای گسترش به سمت بیرون در یک شبکه دارد
[ترجمه گوگل]این تقسیم بندی نامتقارن است و در نتیجه آن را برای گسترش به بیرون به شبکه متمرکز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most people's faces are asymmetrical.
[ترجمه ترگمان]بیشتر چهره‌های مردم بی قرینه است
[ترجمه گوگل]اکثر چهره های مردم نامتقارن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The design of the house is consciously asymmetrical with a large tower at one end.
[ترجمه ترگمان]طراحی خانه آگاهانه با یک برج بزرگ در یک طرف نامتقارن است
[ترجمه گوگل]طراحی خانه به طور آگاهانه نامتقارن است با یک ب ...

مترادف asymmetrical

بی تناسب (صفت)
antic , grotesque , disproportionate , asymmetrical , asymmetric , incommensurate , baroque
نامتقارن (صفت)
asymmetrical , asymmetric
غیر متقارن (صفت)
asymmetrical , asymmetric , unsymmetrical
بی قرینه (صفت)
asymmetrical , asymmetric , lopsided

معنی عبارات مرتبط با asymmetrical به فارسی

(ورزش ژیمناستیک) پارالل نامتقارن (که یک میله ی آن 230 و میله ی دیگر 150 سانتی متر ارتفاع دارد)، پارالل نابرابر
اعوجاج نامتقارن

معنی asymmetrical در دیکشنری تخصصی

asymmetrical
[برق و الکترونیک] نامتقارن بدون تقارن .
[ریاضیات] نامتقارن، ناهمال
[نفت] تاقدیس نامتقارن
[عمران و معماری] آبشکن غیرمتقارن
[زمین شناسی] آبشکن غیر متقارن
[برق و الکترونیک] اعوجاج نامتقارن اعوجاج مؤثر بر مدوله سازی دو-وضعیتی که در آن فواصل زمانی مربوط به یکی از دو وضعیت ، طولانی تر یا کوتاهتر از سیگنال اصلی است .
[عمران و معماری] پخش نامتقارن - توزیع چوله - توزیع نامتقارن
[زمین شناسی] توزیع نامتقارن
[آب و خاک] توزیع نامتقارن
[معدن] چین نامتقارن (زمین شناسی ساختمانی)

معنی کلمه asymmetrical به انگلیسی

asymmetrical
• not symmetrical, lacking balance and proportion
• something that is asymmetrical has two sides or halves that are different.
asymmetrical bars
• two bars set at different heights used in gymnastics

asymmetrical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Soheila
نامساوی
پریسا خضریان
نا متوازن ، نابرابر
a پیشوند منفی ساز است
بهروز مددی
نامتقارن
asymmetrical tread = عاج نامتقارن (در مورد تایر)
فاطیما
asymmetrical warfare
جنگ نابرابر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی asymmetrical

کلمه : asymmetrical
املای فارسی : اسیممتریکل
اشتباه تایپی : شسغئئثفقهزشم
عکس asymmetrical : در گوگل

آیا معنی asymmetrical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )