برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

asymmetric

/ˌeɪsɪˈmetrɪk/ /ˌeɪsɪˈmetrɪk/

معنی: بی تناسب، نامتقارن، غیر متقارن، نامتوازن، بی قرینه

بررسی کلمه asymmetric

صفت ( adjective )
مشتقات: asymmetrical (adj.), asymmetrically (adv.)
• : تعریف: different, esp. in arrangement of space, on either side of a center line; not symmetrical; unbalanced.
مشابه: lopsided, offset, one-sided

- an asymmetric painting
[ترجمه ترگمان] یک نقاشی نامتقارن
[ترجمه گوگل] نقاشی نامتقارن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه asymmetric در جمله های نمونه

1. Linguists are studying the asymmetric use of Creole by parents and children .
[ترجمه ترگمان]Linguists در حال مطالعه استفاده نامتقارن از کریول با والدین و فرزندان هستند
[ترجمه گوگل]زبان شناسان در حال بررسی استفاده نامتقارن از Creole توسط والدین و کودکان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pilots need training in asymmetric flying .
[ترجمه ترگمان]خلبانان در پرواز نامتقارن به آموزش نیاز دارند
[ترجمه گوگل]خلبانان در پرواز نامتقارن نیاز به آموزش دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Proteins are asymmetric in an absolute sense in that every copy of the polypeptide chain has the same orientation.
[ترجمه ترگمان]پروتیین‌ها در یک مفهوم مطلق نامتقارن هستند و هر کپی از زنجیره پلی پپتید دارای یک جهت گیری مشابه می‌باشد
[ترجمه گوگل]پروتئین ها به طور مطلق نامتقارن هستند، زیرا هر نسخه از زنجیره پلیپپتیدی همان جهت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The resultant observation is asymmetric, but can be interpreted by association as symmetry in perspective.
[ترجمه ...

مترادف asymmetric

بی تناسب (صفت)
antic , grotesque , disproportionate , asymmetrical , asymmetric , incommensurate , baroque
نامتقارن (صفت)
asymmetrical , asymmetric
غیر متقارن (صفت)
asymmetrical , asymmetric , unsymmetrical
نامتوازن (صفت)
asymmetric , skew , unbalanced
بی قرینه (صفت)
asymmetrical , asymmetric , lopsided

معنی asymmetric در دیکشنری تخصصی

asymmetric
[شیمی] بى قرینه ، غیرمتقارن ، بى تناسب
[زمین شناسی] نامتقارن به بلورهای نیمه وجهی سیستم تری کلینیک گویند که هیچ مولفه یا عمل متقارنی ندارند. همچنین به بلور نامنظم هم گفته میشود.
[نساجی] نا متقارن
[ریاضیات] نامتقارن، بی تقارن
[آمار] نامتقارن
[زمین شناسی] لایه بندی نامتقارن لایه بندی که بوسیله انواع سنگ شناسی یا رخساره هایی که به طور عمودی در یک چیدمان تناوبی از پی هم می آیند، تشخیص داده شده. و با سکانس 3-2-1-3-2-1 نشان داده می شوند. مقایسه شود با: لایه بندی متقارن.Symmetric Bedding
[شیمی] کربن بی تقارن
[برق و الکترونیک] اتصال نا متفارن مشترک رقمی ( ای اس دی ال ) نوعی اتصال مخابراتی که در ان دریافت داده های رقمی با نوعی سرعت 1/5 mb/s و ارسال داده ها با سرعت های کمتر16 kb/s 500kb/d انجام می پذیرد.
[ریاضیات] توزیع نامتقارن
[زمین شناسی] چین نامتقارن الف) چینی که سطوح محوری آن عمود بر سطح جناغی آن نیست. ب)چینی که یال های آن دارای زوایای متفاوت نسبت به سطح محوری باشد. متضاد: symmetrical fold
[ریاضیات] تابع غیر متقارن، تابع نامتقارن
[شیمی] تغییر شکل موضعی بی تقارن
...

معنی کلمه asymmetric به انگلیسی

asymmetric
• not symmetrical, lacking balance and proportion
• asymmetric means the same as asymmetrical.
asymmetric digital subscriber line
• digital telephone line for fast internet connection through regular telephone cables (the line is asymmetrical because the connection is faster in one direction than the other), adsl

asymmetric را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
ناهمسان ، نامانند ، ناهمانند
مونا
نامتقارن
نیازعلی شمس
این واژه از دو بخش asy :نا و metric : اندازه ساخته شده با نگرش به سایر برداشت‌ها بهتر است آنرا چنین برگردانیم:
نابرابر،نااندازه،ناهمسنگ،نایکسان و سایر
با سپاس
حامد
در متون تخصصی مثل برق و...این کلمه نامتقارن معنی میشود .مثل نامتقارن بودن فازها در سیستم سه فاز.
Shayan
پاد متقارن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی asymmetric

کلمه : asymmetric
املای فارسی : اسیممتریک
اشتباه تایپی : شسغئئثفقهز
عکس asymmetric : در گوگل

آیا معنی asymmetric مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )