برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

astringency

/əˈstrɪndʒəsi/ /əˈstrɪndʒəsi/

معنی: سخت گیری
معانی دیگر: قابضیت

واژه astringency در جمله های نمونه

1. Tea polyphenols show great effects on astringency of tea taste.
[ترجمه ترگمان]این پلی فنول ها تاثیرات زیادی بر astringency طعم چای دارند
[ترجمه گوگل]پلی فنل چای اثرات زیادی بر رضایت طعم چای دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The palate shows sour cherries and tobacco, with astringency. Medium length with some tannin.
[ترجمه ترگمان]The cherries ترش و تنباکو را با astringency نشان می‌دهد طول متوسط با کمی tannin
[ترجمه گوگل]کواد ارشد گیلاس و تنباکو را نشان می دهد طول متوسط ​​با برخی تانن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The astringency of algorithm was improved through coding the duration of unit operating status.
[ترجمه ترگمان]The الگوریتم از طریق کدگذاری طول مدت کارکرد واحد بهبود یافت
[ترجمه گوگل]رگبار الگوریتم از طریق برنامه ریزی طول مدت وضعیت واحد واحد بهبود یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The results indicated that the bitterness and astringency of purple tealeaf would be reduced or restrained by adding edible protein in purple tealeaf.
...

مترادف astringency

سخت گیری (اسم)
austerity , rigor , severity , astringency , crackdown , rigidity , stringency

معنی کلمه astringency به انگلیسی

astringency
• severity, harshness

astringency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

roya rahimi
گسی، طعم گس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی astringency

کلمه : astringency
املای فارسی : استرینگنکی
اشتباه تایپی : شسفقهدلثدزغ
عکس astringency : در گوگل

آیا معنی astringency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )