برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

assisted

واژه assisted در جمله های نمونه

1. the nurse assisted the doctor
پرستار دکتر را یاری کرد.

2. I assisted him in writing his paper.
[ترجمه ] من در نوشتن کاغذ خود با او همکاری کردم
|
[ترجمه ترگمان]من به او کمک کردم که روزنامه‌اش را بنویسد
[ترجمه گوگل]من او را در نوشتن مقاله خود کمک کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We have been greatly assisted by individuals and organizations.
[ترجمه ترگمان]افراد و سازمان‌ها به شدت به ما کمک کرده‌اند
[ترجمه گوگل]ما به شدت از سوی افراد و سازمان ها کمک کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He assisted me in the preparation of this book.
[ترجمه ترگمان]او به من کمک کرد تا این کتاب را آماده کنم
[ترجمه گوگل]او در تهیه این کتاب به من کمک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه assisted به انگلیسی

assisted
• helped, given assistance
assisted by
• helped by, aided by

assisted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

داورزنی
دستیار
MOHAMMAD8S
همکاری
عاطفه موسوی
کمک کننده
H. M
پشتیبانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی assisted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )