برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

assimilative


وابسته به گوارش (یا همگون سازی) (assimilatory هم میگویند)، assimilatory : همجنس کننده، هم جنس شونده، شباهت دار

واژه assimilative در جمله های نمونه

1. This version was an assimilative one. There were quite big discrepancies over the book's name, characters' name, person, type and number of words between the Chinese version and the Russian original.
[ترجمه ترگمان]این نسخه an بود تفاوت‌های بزرگی بر روی نام کتاب، نام شخصیت، شخصیت، نوع و تعداد کلمات بین نسخه چینی و نسخه اصلی روسی وجود داشت
[ترجمه گوگل]این نسخه یکی از جذابیت بود اختلافات زیادی بین نام کتاب، نام شخص، شخص، نوع و تعداد واژگان بین نسخه چینی و اصل روسی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Assimilative processes are phonological changes due to physiological mechanisms.
[ترجمه ترگمان]فرآیندهای Assimilative به علت مکانیسم‌های فیزیولوژیکی، تغییرات آوایی هستند
[ترجمه گوگل]فرآیندهای Assimilative تغییرات واجشناختی به دلیل مکانیسم های فیزیولوژیکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Merge of companies may take the forms of assimilative merge and newly established merge.
[ترجمه ترگمان]ادغام شرکت‌ها ممکن است اشکال ادغام و ادغام تازه‌تاسیس را بپذیرد
[ترجمه گوگل]ادغام شرکت ها ممکن است شکل ادغام جذابی و ادغام جدید ایجاد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه assimilative به انگلیسی

assimilative
• tending to or characterized by assimilation; causing assimilation

assimilative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه مهدی پور
[علوم خاک] جذبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی assimilative

کلمه : Assimilative
املای فارسی : اسیمیلتیو
اشتباه تایپی : شسسهئهمشفهرث
عکس Assimilative : در گوگل

آیا معنی assimilative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )