برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

assign

/əˈsaɪn/ /əˈsaɪn/

معنی: واگذار کردن، اختصاص دادن، گماشتن، معین کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، بخش کردن، ارجاع کردن، قلمداد کردن، ذکر کردن
معانی دیگر: تخصیص دادن، کنار گذاشتن، وظیفه تعیین کردن، برگماشتن، تفویض کردن، تکلیف درسی دادن، نسبت دادن، نام بردن، قایل شدن، (حقوق) حواله کردن، انتقال دادن

بررسی کلمه assign

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: assigns, assigning, assigned
(1) تعریف: to set apart for a particular use or for use by a particular person.
مترادف: allocate, allot, appropriate
مشابه: apportion, attach, consign, devote, distribute, relegate

- I'm assigning this closet for winter clothes only.
[ترجمه Amir] من این کمد را برای لباس های زمستانی اختصاص داده ام
|
[ترجمه A.A] دارم این کمد را فقط برای لباسهای زمستانی کنار میذارم
|
[ترجمه محمد ] من این قفسه را فقط برای لباس های زمستانی اختصاص می دهم|
[ترجمه ترگمان] من این کمد را برای لباس‌های زمستانی تعیین می‌کنم
[ترجمه گوگل] من این گنجه را فقط برای لباس های زمستانی اختصاص می دهم
[ترجمه شما] ...

واژه assign در جمله های نمونه

1. to assign human attributes to an inanimate object
قایل شدن ویژگی‌های انسانی برای جسم بی‌جان

2. When I taught, I would assign a topic to children which they would write about.
[ترجمه ترگمان]زمانی که تدریس می‌کردم، موضوعی را برای کودکانی که در مورد آن‌ها می‌نوشتند تخصیص می‌دادم
[ترجمه گوگل]وقتی به من آموختم، موضوعی را برای بچه هایی که درباره آنها می نوشتم اختصاص داده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When teachers assign homework, students usually feel an obligation to do it.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که معلمان تکالیف را تعیین می‌کنند، معمولا دانش آموزان ملزم به انجام این کار هستند
[ترجمه گوگل]وقتی معلمها مشغول انجام تکلیف هستند، دانش آموزان معمولا احساس مسئولیت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Assign the letters of the alphabet their numerical values — A equals B equals etc.
[ترجمه ترگمان]حروف الفبا را به مقادیر عددی خود اختصاص دهید - A برابر با B برابر است و غیره
[ترجمه گوگل]حروف الفبا را با مقادیر عددی خود تعیین کنید - A معادل برابر با B و غیره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف assign

واگذار کردن (فعل)
abandon , surrender , concede , cede , assign , relegate , give , transfer , abdicate , admit , quitclaim , title , make over , remise , vest , entrust , intrust , give over , yield
اختصاص دادن (فعل)
appropriate , assign , reserve , allocate , devote , earmark , dedicate
گماشتن (فعل)
assign , charge , commission , appoint , designate , instate
معین کردن (فعل)
assign , settle , establish , fix , specify , appoint , designate , determine , ascertain , define , delineate , denominate , cast
تعیین کردن (فعل)
assign , fix , specify , state , appoint , determine , define , assess , slate , locate , delimit , qualify , prescribe , tell off
مقرر داشتن (فعل)
assign , establish , fix , provide , ordain , appoint , resolve , enjoin , prescribe
بخش کردن (فعل)
assign , share , lot , divide , apportion , minister
ارجاع کردن (فعل)
assign
قلمداد کردن (فعل)
assign
ذکر کردن (فعل)
assign , mention , mingle , note , refer , specify , cite , mind , patter

معنی assign در دیکشنری تخصصی

assign
[کامپیوتر] نسبت دادن ، گماردن . - فرمان ASSIGN
[حقوق] واگذار کردن، انتقال دادن، احاله کردن، مأمور کردن، ارجاع دادن
[ریاضیات] تخصیص دادن، حواله کردن، واگذار کردن، اختصاص دادن، انتقال دادن، منصوب کردن، گماردن، نسبت دادن، جایگزین کردن، قراردادن

معنی کلمه assign به انگلیسی

assign
• allot, apportion; appoint; (law) transfer one's (right, property, agreement, interest) to
• if you assign a task or function to someone, you give it to them.
• if you are assigned to a place or group, you are sent to work in the place or with the group.

assign را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کاربر آبادیس
نسبت دادن
Hamid
اختصاص دادن در رشته حسابداری
A.A
تکلیف کردن
ebi
دادن ، گذاشتن ، نهادن

واگذاردن ، واگذاشتن

پیوند دادن/زدن/کردن ، پیوست کردن ، همراه کردن ، اِلصاق کردن
مهناز
محول کردن
مهدی باقری
به معنای مسئول کردن کسی برای انجام کاری
میلاد علی پور
مأمور کردن، مأمور شدن
Fatemeh kazemy
منصوب کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی assign
کلمه : assign
املای فارسی : اساین
اشتباه تایپی : شسسهلد
عکس assign : در گوگل

آیا معنی assign مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )