برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

assembler

/əˈsemblər/ /əˈsemblə/

معنی: همگذار
معانی دیگر: گرداور، گردهم آور

واژه assembler در جمله های نمونه

1. A86 is an extremely high performance assembler as it can compile 1000 lines per second of assembly language code.
[ترجمه ترگمان]A۸۶ عملکرد بسیار بالایی دارد زیرا می‌تواند ۱۰۰۰ خط در هر ثانیه کد زبان اسمبلی را کامپایل کند
[ترجمه گوگل]A86 یک اسمبلر بسیار کارآمد است زیرا می تواند 1000 خط را در هر ثانیه از کد زبان مونتاژ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Assembler is less computer orientated than machine code.
[ترجمه ترگمان]Assembler کامپیوتر کمتری نسبت به کد ماشین دارد
[ترجمه گوگل]Assembler کامپیوتر کمتری نسبت به کد ماشین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An assembler instruction will correspond to a frequently performed operation and represents many machine code instructions.
[ترجمه ترگمان]یک دستورالعمل assembler متناظر با عملیات مکرر اجرا شده و دستورالعمل‌های بسیاری از دستورالعمل ماشین را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]دستورالعمل اسمبلر به یک عمل اغلب انجام می شود و نشان دهنده دستورالعمل های کد ماشین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Initially, two assemblers who were good friends were chosen by the research team. ...

مترادف assembler

همگذار (اسم)
assembler

معنی عبارات مرتبط با assembler به فارسی

معنی assembler در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] اسمبلر ، همگذار ، یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین را توسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان مشین تبدیل می کند ، برنامه مترجم . - اسمبلر - برنامه کامپیوتری که زبان اسمبلی را به زبان ماشین تبدیل می کند
[ریاضیات] سر هم کننده، همگذار
[آب و خاک] همگذار
[کامپیوتر] رهنمود ، همگذار .
[کامپیوتر] همگذار عرضی
[کامپیوتر] درشت همگذار، ماکرواسمبلر - ماکرو اسمبلر - هر برنامه ای که برنامه های زبان اسمبلی را به کد ماشین ترجمه کند ( نگاه کنید به assembly language) و به برنامه نویس امکان تعریف دستورالعمل های ماکرو را بدهد . نگاه کنید به macro .
[کامپیوتر] همگذار سه گذره .
[کامپیوتر] همگذرا دو عبوری ، همگذرا دو گذره

معنی کلمه assembler به انگلیسی

assembler
• one who assembles; assembly compiler, program which converts source code in the assembly programming language into machine language (computers)
assembler language
• symbolic language for programming a computer that closely approximates machine language

assembler را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه امینی
مونتاژ کار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی assembler

کلمه : Assembler
املای فارسی : اسمبلر
اشتباه تایپی : شسسثئذمثق
عکس Assembler : در گوگل

آیا معنی assembler مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )