برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1628 100 1
شبکه مترجمین ایران

ass

/ˈæs/ /æs/

معنی: ستیزه جو، ستیز گر، الاغ، خر
معانی دیگر: آدم احمق، بی شعور، بی خرد، (جانورشناسی) خر (از تیره ی equidae)، خر وحشی (equus asinus)، (امریکا - خودمانی و ناپسند)، کون، پیزی، الاه، ادم نادان و کند ذهن

بررسی کلمه ass

اسم ( noun )
(1) تعریف: a long-eared, usu. domesticated animal related to the horse; donkey.
مترادف: donkey
مشابه: burro, equine, hinny, jackass, mule

(2) تعریف: (informal) one who is or appears to be stupid.
مترادف: blockhead, chump, ding-a-ling, dolt, dope, dullard, fool, half-wit, idiot, imbecile, jackass, knucklehead, lamebrain, moron, nincompoop, ninny, numskull, sap, tomfool
مشابه: donkey, lout, lubber, lummox, oaf, simpleton

(3) تعریف: (vulgar slang) the buttocks as seen as a single part of the body; rear end.

واژه ass در جمله های نمونه

1. kick ass
(خودمانی) 1- اردنگ زدن،گوشمال دادن،در کونی زدن 2- (با زور و تهدید) وادار کردن،به هدف رساندن

2. kiss ass
(خودمانی ـ زننده ـ کون کسی را بوسیدن) خایه‌مالی کردن،چاپلوسی کردن

3. he made an ass of himself
خیلی الاغ بازی درآورد.

4. he tied the ass to the tree with its halter
او خر را با افسارش به درخت بست.

5. shapury mistook the ass for a deer and shot it!
شاپوری الاغ را با آهو عوضی گرفت و آنرا با تیر زد!

6. to make an ass of (oneself)
خریت کردن،الاغ بازی درآوردن،حماقت کردن

7. instead of a weapon, david used the jawbone of an ass
حضرت داود به جای اسلحه از آرواره‌ی الاغ استفاده کرد.

8. The fault of the ass must not be laid upon the packsaddle.
[ترجمه ترگمان]تقصیر الاغ نباید روی the گذاشته شود
[ترجمه گوگل]خطای الاغ نباید بر روی پد اسلحه گذاشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Better be the head of an ass than the tail of a horse.
[ترجمه امسا] سر یک الاغ باشی بهتر از اینه که دم اسب باشی
...

مترادف ass

ستیزه جو (اسم)
contestant , ass , bullhead , barrator , bullet head , hector , pettifogger , rooster , teaser , mule
ستیز گر (اسم)
ass , bullhead , barrator , bullet head , hector , pettifogger , rooster , teaser
الاغ (اسم)
ass , donkey , burro , moke
خر (اسم)
fool , dickey , dicky , ass , donkey , stupid person

معنی عبارات مرتبط با ass به فارسی

(امریکا - خودمانی) الاغ وارونه، خلاف جهت، خلاف رسم، شلوغ پلوغ
خرک چی، خرران
(امریکا - خودمانی - ناخوشایند) آدم بی عرضه، کون گشاد، مردد، بزدل
(خودمانی - ناپسند)، خشک و سختگیر، بد قلق، یکدنده
(خودمانی) 1- اردنگ زدن، گوشمال دادن، در کونی زدن 2- (با زور و تهدید) وادار کردن، به هدف رساندن
(خودمانی ـ زننده ـ کون کسی را بوسیدن) خایه مالی کردن، چاپلوسی کردن
بار خر، خروار
(امریکا - خودمانی)، آدم خرمرد رند، آدم پر مدعا
(زننده - خودمانی) خشک و مقرراتی، نجوش، خشک و رسمی
یاسین به گوش خر خوندن
یاسین به گوش خر خوندن
گورخر
رجوع شود به: wise guy

معنی کلمه ass به انگلیسی

ass
• donkey; stupid person, asshole (slang); buttocks (vulgar slang)
• an ass is an animal similar to a horse but smaller and with long ears.
• you can call someone an ass when you think they have done something foolish.
• your ass is your bottom; used in informal american english.
ass backwards
• inside out; upside down; all wrong; mixed up
ass in a lion's skin
• deceiver, someone who pretends to be greater than he truly is
ass kisser
• (slang) apple polisher, person who is sycophantic, bootlicker
complete ass
• total idiot, real jerk
covering one's ass
• protecting oneself, saving oneself
didn't move his ass
• stayed where he was, did not move
drag ass
• (slang) boring, onerous
kick ass
• (slang) be great, be excellent; beat someone up, physically harm someone
kick in the ass
• defeat, act of humiliation
kiss my ass
• fuck off, go jump in the lake
pain in the ass
• pain in the neck, annoying person or thing
pompous ass
• self-important person, someone who is arrogant and self-serving
she ass
• female donkey
silly ass
• fool, dunce, stupid one, ass-hole
smart ass
• (slang) person who displays his intelligence in a smug manner; person who points out other people's mistakes
stupid ass ...

ass را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Z-d
یکی از معانی ass نشیمنگاه می‌باشد! (ماتحت)
بابی لاسونکا
خودمانی
کون
سمانه
حماقت نکن . خریت نکن
Zu
باسن،نشیمنگاه،(خودمانی)
امیر امیری
به معنی �الاغ�
همان طور که یکی از قصه های هزار و یک شب قصه گاو و الاغ است.
Bull and the Ass
شقایق
Kiss my ass اصتلاحی هست یعنی چاپلوسی کردن
Zahra
به معنای خر هم می شود اما جایی نگویید چون معنی اصلی اش باسن ، نشیمنگاه یا همان کون خودمان است.
سحر
چاره .
مثال : had no ass = چاره ای نیست
unknown guy
ass به معنای باسن یا الاغ میباشد و بیشتر در اصطلاحات به معنای باسن است (گفتاری-خودمونی) بی ادبی نباشه به معنای کون میباشد.
احمد
Kiss the ass چاپلوسی کردن نمیشود یک فحش انگلیسی است .
Ass باسن هم نمیشود کون میشود .
Fuck
Kiss my ass یعنی بیا کونم را بوس کن .
Ass یعنی باسن کون .
یکبار به دوستم گفتم come on kiss my ass.
اونم ضربه زد تو جا حساسم و دوستاش دستمو گرفتن اونم شلوار و شورتمو کشید پایین . گفت حالا کون خوشگلوتو بوس نمیکنم . سکس میکنم و انگشتشم کرد تو کونم .
علی
1 باسن، کون خودمان
2 خر یا الاغ
اسماعیل دهقانی
کون یا باسن
یاشار
در انگلیسی "ass" یک کلمه فحش (به معنای بی ادبی و بد آن) است. "butt" کلمه بی ادبی نیست.

به عنوان مثلا یک خانم بخواهد از این کلمه استفاده کند باید از butt استفاده کند که بجای کلمه "ass" کمتر معنای زشت آن را میدهد
my boss touched my butt at work

در حال حال منظور هر دو یکسان است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ass

کلمه : ass
املای فارسی : آاص
اشتباه تایپی : شسس
عکس ass : در گوگل

آیا معنی ass مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )