برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1404 100 1

aseptic

/ˌeɪˈseptɪk/ /ˌeɪˈseptɪk/

معنی: ضد عفونی برای عمل جراحی، ضدعفونی شده، بی گند
معانی دیگر: گند زدوده، سترون، پالوده، بی پلشت

بررسی کلمه aseptic

صفت ( adjective )
مشتقات: aseptically (adv.)
(1) تعریف: free of bacteria or germs that cause disease or decay.
مشابه: antiseptic, sanitary

- The area of skin should be aseptic before giving the injection.
[ترجمه ترگمان] قبل از تزریق، سطح پوست باید aseptic باشد
[ترجمه گوگل] بعد از تزریق، ناحیه پوست قبل از تزریق، باید از بین رفته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: acting to prevent infection.

- He rubbed the skin with an aseptic solution.
[ترجمه ترگمان] او پوست را با محلول aseptic مالش داد
[ترجمه گوگل] او پوستی را با یک راه حل آشفتگی مالش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: pale or unenthusiastic.

- The receptionist gave me an aseptic greeting, barely even looking up from her schedule book.
[ترجمه ترگمان] متصدی پذیرش به من سلام و احوال پرسی کرد، حتی به سختی از کتاب برنامه او بالا را نگاه می‌کرد
[ترجمه گوگل] منصور به من یک تبریک عید فصح داد، تقریبا حتی از کت ...

واژه aseptic در جمله های نمونه

1. Ideals are not formed in an aseptic vacuum, but in the chemical brew of interacting personal lives and events.
[ترجمه ترگمان]آرمان در خلا aseptic شکل نمی‌گیرد، بلکه در ترکیب شیمیایی زندگی شخصی و وقایع زندگی می‌کند
[ترجمه گوگل]ایده آل ها در یک خلاء آسپتیک شکل نمی گیرند، بلکه در اثر شیمیایی زندگی و وقایع شخصی تعامل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Employs aseptic techniques in different situations.
[ترجمه ترگمان]استفاده از تکنیک‌های aseptic در موقعیت‌های مختلف
[ترجمه گوگل]تکنیک های آسپتیک در شرایط مختلف استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The morality of aseptic rationalism has superseded that of spiritual regeneration.
[ترجمه ترگمان]اخلاق خردگرایی (aseptic)جایگزین تجدید حیات معنوی شده‌است
[ترجمه گوگل]اخلاق عقل گرایی آسپتیک، آن را از بازسازی معنوی جایگزین کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Aseptic boxes of fruit juices or plastic containers of prepared beverages can be frozen to serve double duty in the cooler.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف aseptic

ضد عفونی برای عمل جراحی (صفت)
antiseptic , aseptic
ضدعفونی شده (صفت)
aseptic
بی گند (صفت)
aseptic

معنی aseptic در دیکشنری تخصصی

aseptic
[عمران و معماری] بی گند - گندزدایی شده
[زمین شناسی] بی گند ، گند زدایی شده
[صنایع غذایی] پرکردن بهداشتی: موقعیکه غذا جامد یا مایع در قوطی استرلیزه میشود.
[بهداشت] روش بی پلشت

معنی کلمه aseptic به انگلیسی

aseptic
• uncontaminated, uninfected
• something such as a wound or a dressing that is aseptic is clean and free from germs; a medical term.

aseptic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
غیرعفونی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aseptic
کلمه : aseptic
املای فارسی : اسپتیک
اشتباه تایپی : شسثحفهز
عکس aseptic : در گوگل

آیا معنی aseptic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )