برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

ascent

/əˈsent/ /əˈsent/

معنی: فراز، سر بالایی، ترقی، عروج، صعود، فرازروی
معانی دیگر: معراج، فرازش، فرازندگی، بالارفتن، ارتقا، دستیابی (به مقام و قدرت و شهرت)، شیب فرازسوی

بررسی کلمه ascent

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of going up; rise.
مترادف: ascension, climb
متضاد: descent, fall
مشابه: climbing, mounting, rise, rising, soar, soaring

- They made their ascent of the mountain on the east side.
[ترجمه ترگمان] از کوه بالا رفتند
[ترجمه گوگل] آنها صعود خود را از کوه در سمت شرق انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The pilot made a steep ascent over the clouds.
[ترجمه ترگمان] خلبان با شیب تندی بالای ابرها بالا رفت
[ترجمه گوگل] خلبان یک صعود شیب دار بر ابرها ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an upward path or incline.
مترادف: acclivity, upgrade, uprise
متضاد: descent
مشابه: climb, elevation, grade, gradient, hill, incline, rise, slope

- The explorers found a new ascent to the top of the ridge.
[ترجمه ترگمان] این سیاحان یک صعود جدید را به قله تپه پیدا کردند
[ترجمه گوگل] مهاجمان یک صعود جدید به بالای رشته پیدا کردند
[ترجمه شما] ...

واژه ascent در جمله های نمونه

1. an ascent of three degrees
سربالایی به میزان سه درجه

2. napoleon's ascent to power was quick
دستیابی ناپلئون به قدرت،سریع بود.

3. the final ascent to the top of everest took two hours
فرازش (صعود) نهایی به قله‌ی اورست دو ساعت طول کشید.

4. the steepness of the slope forbade ascent
شیب زیاد سربالایی،بالا رفتن را میسر نمی‌کرد.

5. In 1955 he led the first ascent of Kangchenjunga, the world's third highest mountain.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۵۵ او اولین صعود of را به سمت سومین کوه مرتفع جهان هدایت کرد
[ترجمه گوگل]در سال 1955 او اولین صعود Kangchenjunga، سومین کوه جهان را رهبری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Who was the first man to make an ascent in a balloon?
[ترجمه ترگمان]اولین کسی بود که سوار بالون می‌شد؟
[ترجمه گوگل]اولین مردی که در بالن صعود کرد چه کسی بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His rapid ascent in the social scale was surprising.
[ترجمه ترگمان]صعود سریع او در مقیاس اجتماعی شگفت‌انگ ...

مترادف ascent

فراز (اسم)
ascent , rise , ascendancy , height , altitude , ascendency , loftiness
سر بالایی (اسم)
acclivity , uphill , accolade , haughtiness , arrogance , ascent , rise , upgrade
ترقی (اسم)
increase , progress , development , increment , growth , ascent , success , boost , advancement , rise , promotion , lift , pickup , jump , procession
عروج (اسم)
ascent , ascending , climbing
صعود (اسم)
ascent , rise , mount , ascension , bulge , escalade
فرازروی (اسم)
ascent

معنی ascent در دیکشنری تخصصی

ascent
[ریاضیات] صعود، فراز، عروج
[کوه نوردی] صعود
[نفت] صعود
[زمین شناسی] بالا بردن سطح خاک جهت جلوگیری از عمل فرسایش که اغلب در دامنه ها شیب هائی که به کشت مو اختصاص دارد انجام می دهند
[آب و خاک] صعود هوا، فرازش هوا
[نفت] صعود مویینه یی
[کوه نوردی] نخستین صعود
[کوه نوردی] کوهنوردی بی راهنما
[ریاضیات] بزرگترین شیب صعودی
[کوه نوردی] صعود مارپیچی

معنی کلمه ascent به انگلیسی

ascent
• climbing; rising up; upward slope
• an ascent is a steep upward slope, or a journey up a steep slope.
ascent logic corporation
• american software company (manufacturers of risk assessment and management programs for computerized systems, "bug 2000", etc.)
steep ascent
• climbing up something with a sharp inclination, inclined ascension which is difficult to perform

ascent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد

1)عمل صعود یا حرکت به سمت بالا
She made her first successful ascent of Everest last year. او نخستین صعود موفقش از "اورست" را در سال گذشته انجام داد.
As the plane made its ascent, we saw thick smoke coming from one engine. درحالیکه هواپیما صعود میکرد، دود غلیظی را از یکی از موتور ها دیدیم.
2)یک شیب، مسیر یا جاده رو به بالا
We struggled up the slippery ascent. ما باشیبی دشوار(لغزنده) مبارزه کردیم.
3)کار یا عملی با شروع موفقیت آمیز
His ascent to power was rapid and unexpected. صعود(ترقی) او در رسیدن به قدرت سریع و غیر منتظره بود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ascent

کلمه : ascent
املای فارسی : اسکنت
اشتباه تایپی : شسزثدف
عکس ascent : در گوگل

آیا معنی ascent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )