برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1361 100 1

artful

/ˈɑːrtfl̩/ /ˈɑːtfl̩/

معنی: مصنوعی، عیار، حیله گر، استادانه، نیرنگ باز، صنعتی
معانی دیگر: ماهر، زبردست، تردست، استادکار، ترفند آمیز، هنرمندانه، ماهرانه، زبردستانه

بررسی کلمه artful

صفت ( adjective )
مشتقات: artfully (adv.), artfulness (n.)
(1) تعریف: cunning or crafty.
مترادف: crafty, cunning
متضاد: artless, ingenuous
مشابه: astute, calculating, designing, double-dealing, foxy, guileful, scheming, shifty, shrewd, slick, slippery, sly, subtle, tricky, wily

- an artful maneuver
[ترجمه ترگمان] یک مانور ماهرانه،
[ترجمه گوگل] مانور هنری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: clever; ingenious.
مترادف: clever, ingenious
مشابه: adroit, cunning, inventive, resourceful

- an artful solution
[ترجمه ترگمان] یک راه‌حل ماهرانه
[ترجمه گوگل] راه حلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: displaying art or skill.
متضاد: artless
مشابه: adept, adroit, artistic, deft, dextrous, skillful

واژه artful در جمله های نمونه

1. an artful swindle
گوشبری نیرنگ آمیز

2. her artful modifications of the play's text filled everyone with admiration
دخل و تصرف‌های هنرمندانه‌ی او در متن نمایشنامه همه را غرق تحسین کرد.

3. the artful accountant who embezzeled the company's money
حسابدار حیله‌گری که پول شرکت را اختلاس کرد

4. He's very artful but sometimes miscarries.
[ترجمه ترگمان]خیلی استادانه است، اما بعضی وقت‌ها miscarries
[ترجمه گوگل]او بسیار شگفت انگیز است، اما گاهی اوقات ناقص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Some politicians have realised that there are more artful ways of subduing people than shooting or jailing them.
[ترجمه ترگمان]برخی از سیاستمداران فهمیده‌اند که روش‌های بیشتری برای غلبه بر مردم نسبت به عکاسی یا زندانی کردن آن‌ها وجود دارد
[ترجمه گوگل]بعضی از سیاستمداران متوجه شده اند که شیوه های شگرفی برای محکوم کردن مردم از تیراندازی یا زندان کردن آنها وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He has shown himself to be an artful politician.
[ترجمه ترگمان]او خود را یک سیاست‌مدار حقه‌باز نشان داده‌است
...

مترادف artful

مصنوعی (صفت)
accrete , artificial , false , sophisticated , dummy , feigned , artful , forged , made-up , factitious , factitive , postiche , nonrepresentational
عیار (صفت)
cunning , crafty , artful , downy , shifty
حیله گر (صفت)
shrewd , cunning , fraudulent , apish , crafty , sly , artful , insinuating , designing , captious , shifty , vulpine , subtile , malefic , guileful , janus-faced
استادانه (صفت)
deft , artful , workmanlike , professorial , scholastic , workmanly
نیرنگ باز (صفت)
tricky , artful , vulpine
صنعتی (صفت)
artful , industrial , high-wrought

معنی کلمه artful به انگلیسی

artful
• shrewd, clever; sly, wily; deceitful; skillful
• someone who is artful is clever and skilful, often in a cunning way.
artful dodger
• cheat, swindler; rogue

artful را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پویان کرمی
خوش‌خط‌وخال، خوش‌نقش‌ونگار، حیله‌گر، زیرک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی artful
کلمه : artful
املای فارسی : ارتفول
اشتباه تایپی : شقفبعم
عکس artful : در گوگل

آیا معنی artful مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )