برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

array

/əˈreɪ/ /əˈreɪ/

معنی: صف، نظم، ارایش، رژه، ارایه، اراستن، در صف اوردن
معانی دیگر: به صف آراستن، آراستن، ردیف بندی کردن، آرایه کردن، جامه ی خوب و پر نمایش پوشاندن، زینت دادن، صف آراسته (سربازان)، آرایش نظامی، نمایش پرجلوه (اشخاص یا اشیا)، (کامپیوتر) دو یا چند ماده ی مربوط به هم که تحت نام واحدی در حافظه قرار می گیرد، منظم کردن

بررسی کلمه array

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: arrays, arraying, arrayed
(1) تعریف: to put in proper order; arrange.
مترادف: arrange, assemble, collocate, dispose, line up, marshal, muster, order, organize, range, set up
متضاد: disarray
مشابه: assort, categorize, class, classify, collate, farm, grade, group, line, methodize, rank, straighten

- The troops were arrayed for battle.
[ترجمه soroush] سربازان برای نبرد صف آرایی شدند.
|
[ترجمه ترگمان] قشون برای جنگ آماده حرکت بود
[ترجمه گوگل] سربازان برای نبرد مجبور شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to deck out; clothe.
مترادف: apparel, clothe, deck out, dress, garb, habit
متضاد: disarray
مشابه: attire, bedeck, equip, outfit, rig, suit, wrap

- The children were arrayed in their best clothes.
[ترجمه ترگمان] کودکان در بهترین لباس‌های خود آرایش می‌کردند
[ترجمه گوگل] بچه ها در بهترین لباس های خود قرار گرفتند
[ترجمه شما] ...

واژه array در جمله های نمونه

1. linear array
آرایه‌ی کشایی

2. a broad-spectrum array
ردیفه‌ی چندسان

3. an endless array of new responsibilities
یک سلسله‌ی بی‌پایان از مسئولیت‌های جدید

4. an impressive array of world leaders
گردهمایی چشمگیری از رهبران جهان

5. the soldiers were all in battle array
سربازان به آرایش جنگی درآمده بودند.

6. He was unable to escape the array of facts.
[ترجمه ترگمان]او قادر نبود که از این وقایع آگاه شود
[ترجمه گوگل]او قادر به فرار از آرایه ای از حقایق نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. As the deadline approached she experienced a bewildering array of emotions.
[ترجمه ترگمان]با نزدیک شدن مهلت آن، او مجموعه‌ای از احساسات گیج‌کننده را تجربه کرد
[ترجمه گوگل]با نزدیک شدن مهلت به او یک آرایش هیجان انگیز از احساسات را تجربه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A glance along his bookshelves reveals a bewildering array of interests.
[ترجمه ت ...

مترادف array

صف (اسم)
muster , row , series , army , queue , lineup , array , rank , formation , cue , file
نظم (اسم)
order , arrangement , discipline , system , array , rank , regularity , verse , poetry , poem , rhyme , collocation , meter , rime
ارایش (اسم)
order , arrangement , muster , attire , garnish , ornament , array , embellishment , formation , toilet , dressing , polish , inflorescence , decor , purfle , toilette , habiliment , fig , finery , garnishment , ornamentation , toiletry , mounting
رژه (اسم)
array , parade , pageant , review
ارایه (اسم)
adduction , array
اراستن (فعل)
range , blazon , habit , trim , adorn , decorate , primp , illustrate , apparel , groom , titivate , attire , bedeck , prettify , smarten , bedight , ornament , grace , brave , arrange , fettle , line , equip , array , rank , tidy , perk , deck , inlay , prim , clothe , endue , embroider , prune , stud , indue
در صف اوردن (فعل)
range , array

معنی عبارات مرتبط با array به فارسی

اعلان ارایه
صف جنگ، جنگ ارایی
ارایه خطی
ارایه انباره

معنی array در دیکشنری تخصصی

array
[شیمی] آرایه
[کامپیوتر] ارابه .
[برق و الکترونیک] آرایه ، دسته بندی
[زمین شناسی] آرایه ،ساختارهای دادهای که در آن هر عنصر به یک شاخص منحصر به فرد اختصاص داده شده است. آرایهای با شاخص یک بعدی بردار نامیده می شود.
[ریاضیات] آرایش
[پلیمر] آرایه
[آمار] ارایه
[کامپیوتر] عضو آرایه .
[کامپیوتر] عدد شاخص آرایه .
[آمار] میانگین آرایه ای
[کامپیوتر] پردازشگر آرایه .
[زمین شناسی] پردازندهای طراحی شده به منظور بالا بردن سرعت عملیات حسابرسی ویژه
[برق و الکترونیک] آرایه ی خود تطبیقی ؛ آرایه ی خود - فاز آرایه ی آنتنی که در آن هر عضو به صورت مستقل و متناسب با اطلاعات دریافتی از سیگنالهای ورودی فازدار می شود. از آن برای هدایت و کانونی کردن خودکار باریکه ،هدایت باریکه برگشتی،و آرایه های رادار تطبیقی استفاده می شود.
[برق و الکترونیک] آرایه آنتن
[برق و الکترونیک] آرایه ی گویچه مشبک [ بی جی ای ] نوعی بسته بندی با ارتفاع نیمرخ کمتر از یک دهم اینچ که برای نصب سطحی تعداد زیادی مدار مجتمع روی تخته مدار به کار می رود . این آرایه ، همچون آرایه ی پایه مشک [ بی جی ای ] دارای برجستگیهای لحیمی [ گویچه ] در محل پایه هاست که با ذوب شدن خود بی جی ای رابه تخته مدار وصل می کند.
...

معنی کلمه array به انگلیسی

array
• display; layout; clothing; (computers) arrangement of data elements along one or more dimensions (recommended format for data that is not accessed sequentially)
• arrange; place in order; dress in fancy clothes
• an array of things is a large number of different things.
• an array is also a large number of things of a particular type that are connected so that they can work together; a technical term in physics.
battle array
• combat formation
extended graphics array
• display standard of ibm which enables the display of 65000 colors, xga standard
multi color graphics array
• standard for color graphic display at low resolution (computers)
video graphics array
• old standard for display cards, vga (computers)

array را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
آرایه واژه ای فارسی است و array برگرفته شده از فارسی است!
معنی: صف،نظم-آرایش،زینت دادن همراه با افزودن و...
و فرق دارد با پیراستن: زینت دادن همراه با کاستن و...
ebi
چینه ، چینش ، چیدمان

دسته ، گروه
اکرم دالوند
مجموعه: مثلا در مثال زیر به معنی مجموعه ی مواد مخدر سنتز شده است.Ex:an array of synthetic drugs
علیرضا عسکری
لیست , مجموعه
Sahar
جهت (در زمین شناسی )
محدثه فرومدی
آرایش گرفتن، مرتب کردن
Hizan
میشه آرایه یا وام واژه ای از فارسی است و یا به دلیل ریشه مشترک این دو زبان
Hossein
دوستان با اطلاعات غلط نمی توان تاریخ درست کرد، لطفا در علم امانت داری کنید. واژه Array از ریشه فرانسوی arrei-areer گرفته شده است و به زبان فارسی ارتباطی ندارد و ممکن است از فرانسه یا انگلیسی وارد زبان فارسی شده باشد.
آشور
سری،لیست،مجموعه
الهام
مجموعه
عبدالله
چیدمان
حنیف
آرایش (متنی)، آرایه ها و زینت های (ادبی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی array

کلمه : array
املای فارسی : آرای
اشتباه تایپی : شققشغ
عکس array : در گوگل

آیا معنی array مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )