برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

arid

/ˈærəd/ /ˈærɪd/

معنی: خشک، بی روح، بایر، بی لطافت، بی مزه
معانی دیگر: بی آب و علف، لم یزرع، کم باران، کم آب، خشک و بی روح، عاری از لطافت، کسل کننده، خالی

بررسی کلمه arid

صفت ( adjective )
مشتقات: aridly (adv.), aridity (n.), aridness (n.)
(1) تعریف: extremely dry or parched, esp. as land which has received little or no rainfall.
مترادف: dry, parched, thirsty
متضاد: wet
مشابه: dehydrated, desert, desiccated, sere, torrid, waterless, withered

- Survival is a challenge in the arid desert.
[ترجمه ترگمان] بقا یک چالش در صحرای لم‌یزرع است
[ترجمه گوگل] زنده ماندن یک چالش در بیابان خشک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: lacking imagination or feeling; uninteresting.
مترادف: barren, bland, dull, insipid, jejune, sterile, unimaginative, uninteresting, vapid
متضاد: vibrant
مشابه: boring, dry, flat, humdrum, lifeless, matter-of-fact, monotonous, prosaic, prosy, tedious

- The book's topic was of interest, but the writer's arid prose put her to sleep.
[ترجمه ترگمان] موضوع کتاب مورد علاقه بود، اما نثر خشک نویسنده او را به خواب برد
[ترجمه گوگل] موضوع کتاب علاقه مند بود، اما داستان نادرست نویسنده او را به خواب برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه arid در جمله های نمونه

1. arid land
زمین خشک

2. the arid desert climate had dwarfed the trees
آب و هوای خشک صحرا رشد درختان را مختل کرده است.

3. his speech was long and arid
نطق او طولانی و بی‌روح بود.

4. much of central iran is arid
خیلی از نواحی مرکز ایران کم‌باران هستند.

5. Water from the Great Lakes is pumped to arid regions .
[ترجمه ترگمان]آب از دریاچه‌های بزرگ به مناطق خشک پمپ می‌شود
[ترجمه گوگل]آب از دریاچه های بزرگ به مناطق خشک پمپ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The desert is so arid that nothing can grow there.
[ترجمه ترگمان]صحرا خیلی خشک است که هیچ چیز نمی‌تواند در آنجا رشد کند
[ترجمه گوگل]صحرا خیلی خشک است که هیچ چیز نمی تواند در آنجا رشد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He began to season the arid climate in the Middle East.
[ترجمه ترگمان]او شروع به فصل کردن آب و هوای خشک در خاور میانه کرد
[ترجمه گوگل]او شروع به فصل آب و هوای خشک در خاورمیانه کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف arid

خشک (صفت)
barren , abstract , dry , arid , withered , waterless , hollow , sere , thirsty , droughty , jejune , severe , sec , brut , husky
بی روح (صفت)
tame , inconscient , arid , meek , apathetic , apathetical , dead , soulless , spiritless , prosaic , pedestrian , vapid , inert , exanimate
بایر (صفت)
sterile , arid , incult
بی لطافت (صفت)
arid , awkward , jejune
بی مزه (صفت)
tame , arid , colorless , flaggy , flat , jejune , tasteless , insipid , unsavory , vapid , trivial , banal , wintry , wishy-washy , platitudinous , sapless , truistic

معنی arid در دیکشنری تخصصی

arid
[عمران و معماری] خشک - کماب - بایر
[زمین شناسی] خشک، کم آب منطقه ای که دارای کمبود بارندگی است و معمولا به آب و هوا یا به ناحیه ای اطلاق می شود که متوسط سالیانه باران آن کمتر از 250 میلیمتر باشد
[خاک شناسی] خشک
[آب و خاک] خشک، کم آب
[آب و خاک] اقلیم خشک
[زمین شناسی] دوره خشک چرخه فرسایش در یک ناحیه خشک.مقایسه شود با: دوره نرمال(normal cycle)
[عمران و معماری] فرسایش مناطق خشک - فرسایش مناطق کماب
[زمین شناسی] فرسایش منا طق خشک ، فرسایشمناطق کماب
[آب و خاک] فرسایش مناطق خشک
[آب و خاک] چشم انداز خشک
[آب و خاک] منطقه خشک
[آب و خاک] مناطق خشک
[زمین شناسی] خاک خشک
[آب و خاک] منطقه خشک
[آب و خاک] نیمه خشک

معنی کلمه arid به انگلیسی

arid
• dry, parched
• land that is arid is so dry that very few plants can grow on it.
arid land
• parched land, land too dry for agriculture
arid plain
• flat area of land which receives little rainfall
arid zone
• dry area, region with a very dry climate

arid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی رحیمی
نازایی و خشکی و بی‌روح و هر چیزی که تولید ندارد زمین خشک و روح بی‌علاقه به زندگی ... از واژه لاتینی گرفته شده به معنای خشک بودن یا شدن ... من خشک و بی حال ام به عبارتی من روی اتشم یا من می سوزم
ebi
[میوه]

گس
فرهاد سليمان‌نژاد
سترون، عقيم
Farzan
آب و هوا یا منطقه خشک با بارش کم باران
فاقد ویژگی های جذاب، جدید و خلاق بودن مثل an arid discussion
موسی
به معنای شکست یا عدم موفقیت هم هست(unsuccessful)

مثال: after several arid years, the company has started to become successful.
پس از چندین سال شکست، این شرکت شروع به موفقیت کرده است.

معنی دیگش چیزی که جالب یا جذاب نباشد و نشان دادن هیچ نوع ابتکار یا تصوری (به معناهای کسل کننده،بی روح،بی لطافت،خالی)

مثال : i found his writing extremely arid.
من نوشتن او را بسیار خشک و بی روح یافتم.
my mind was arid, all inspiration gone
ذهنم خالی بود ، همه افکارم از بین رفت.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی arid

کلمه : arid
املای فارسی : آرید
اشتباه تایپی : شقهی
عکس arid : در گوگل

آیا معنی arid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )